گنجور

 
هاتف اصفهانی
 

داغ عشق تو نهان در دل و جان خواهد ماند

در دل این آتش جانسوز نهان خواهد ماند

آخر آن آهوی چین از نظرم خواهد رفت

وز پیش دیده به حسرت نگران خواهد ماند

من جوان از غم آن تازه جوان خواهم مرد

در دلم حسرت آن تازه جوان خواهد ماند

به وفای تو، من دلشده جان خواهم داد

بی‌وفایی به تو ای مونس جان خواهد ماند

هاتف از جور تو اینک ز جهان خواهد رفت

قصهٔ جور تو با او به جهان خواهد ماند

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بیگانه در ‫۳ سال قبل، شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۰ نوشته:

چه قدر زیبا بود...

 

علی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۰۴ نوشته:

داغ عشق بسیار زیبا توصیف شده است!

 

علی در ‫۱ سال و ۷ ماه قبل، پنج شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۴ نوشته:

ارسی[ویرایش]
داغ :(dagh) در گویش گنابادی یعنی ننگ ، زدن علامت بردگی یا مالکیت بر بدن انسان یا حیوان ، غصه در مرگ عزیزان داشتن ، عذاب و شکنجه ، دل شکستگی و درد فراق و در بعضی مواقع به معنای تازه یا جدید و یا پرسود است
ریشه‌شناسی[ویرایش]
ترکی
اسم[ویرایش]
کوه، جبل.
منابع[ویرایش]
فرهنگ لغت معین
ریشه‌شناسی[ویرایش]
پهلوی
سوزاندن جایی از بدن حیوان یا برده با آهن تفته و مانند آن.
صفت[ویرایش]
بسیار گرم، سوزان.
(مجازاً)
پررون
بسیار گرم
برگردان‌ها[ویرایش]
انگلیسی:hot
قید[ویرایش]
هیجان انگیز. ؛داغ دل کسی را تازه کردن باعث یادآوری و تجدید غمی شدن که او در گذشته تحمل کرده‌
استعاره[ویرایش]
داغ چیزی را به دل کسی گذاشتن کسی را از داشتن چیز دلخواهش محروم کردن. ؛داغ پیشانی نشانی که به سبب سجده کردن بسیار در پیشانی می‌افتد.
----------------------------------------------------------------------------------------
- آهوی چین ؛ آهو که در سرزمین چین زیست کند
تازه جوان
لغت‌نامه دهخدا
تازه جوان . [ زَ / زِ ج َ ] (ص مرکب )از اسمای محبوب است . (آنندراج ). بتازگی بسن جوانی رسیده . (ناظم الاطباء). حدیث السن . نوجوان
ز جهان خواهد رفت=ا ز جهان خواهد رفت و مردن
دلشده
لغت‌نامه دهخدا
دلشده . [ دِ ش ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) عاشق . شیفته . گرفتار به عشق . عاشق صادق .
-----------------------------------------------------------------------------------------
مونس جان
10

مردی خدمت با سعادت حضرت جعفر صادق- علیه السلام- شرفیاب شد و گفت:
«ای مولای من! سِنَّم بالا رفته و خویشانم مُرده اند و مونسی ندارم و می ترسم من هم بمیرم؛ چه کنم؟»
حضرت فرمود:
برادران مؤمن و صالح، برای انس گرفتن، از اقوام و خویشان بهتر هستند. اگر طول عمر خود و خویشان و دوستان را می خواهی، این دعا را بعد از هر نماز بخوان:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، اَللّهُمَّ اِنَّ رَسُولَکَ الصّادِقَ الْمُصَدَّقَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قالَ اِنَّکَ قُلْتَ ما تَرَدَّدْتُ فی شَئٍ اَنَا فاعِلُهُ کَتَرَدُّدی فی قَبْضِ رُوحِ عَبْدِیَ الْمُؤ مِنِ یَکْرَهُ الْمَوتَ وَ اَکْرَهُ مَسائَتَهُ، اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ لِوَلِیّکَ الْفَرَجَ وَ الْعافِیَةَ وَ النَّصْرَ وَ لا تَسُؤْنی فی نَفْسی وَ لا فی اَحَدٍ مِنْ اَحِبَّتی.
و اگر خواستی یکی از دوستان خود را نام ببر و بگو:
وَلا فی فُلانٍ وَ لا فی فُلانٍ.
راوی گفت: چون بر این دعا مداومت کردم، آن قدر عمرم زیاد شد که از زندگی ملول شدم.
این دعا به قدری معتبر است که در تمام کتب دعا نقل شده.

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.