منصور محمدزاده در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۶:۴۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۴:
خواهشمند است بیت دوم را به صورت زیر تصحیح فرمایید:
نادرست:
آن رنگکه میداشت درببغ ز ورق گل
از دورکف دست تو بوسید و به پا بست
درست:
آن رنگ که میداشت دریغ از ورق گل
از دور کف دست تو بوسید و به پا بست
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
منصور محمدزاده در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۲:۱۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۱:
خواهشمند است بیت پانزدهم را به صورت زیر تصحیح فرمایید:
نادرست:
ناخدا لنگب تدبر به توفان افکن
کشتی خویش قلندر به کمر بر زده است
درست:
ناخدا لنگر تدبیر به توفان افکن
کشتی خویش قلندر به کمر بر زده است
منصور محمدزاده در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۲۳:۰۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۳:
خواهشمند است بیت سوم و هشتم را به صورت زیر تصحیح فرمایید:
نادرست:
عجز رنگم به فلک ناز همایی دارد
کهکسان سایهٔ اقبال پرکاه من است
محو نسیانکده عالم گمگشتگی ام
هرکه ازخود به تغافاا زند آگاه من است
درست:
عجز رنگم به فلک ناز همایی دارد
کهکشان سایهٔ اقبال پرکاه من است
محو نسیانکده عالم گمگشتگی ام
هر که از خود به تغافل زند آگاه من است
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
منصور محمدزاده در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۹:
خواهشمند است بیت نهم را به صورت زیر تصحیح فرمایید:
نادرست:
عمرها شد بر خط پرگار جولان کنیم
رفتن ما آمدنها، آمدنها، رفتن است
درست:
عمرها شد بر خط پرگار جولان می کنیم
رفتن ما آمدنها، آمدنها رفتن است
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
علی در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:
استاد این غزل را در اوج زیبایی در البوم رسوای دل هم خوانده است. توصیه به دوستان که این اجرا را نیز از دست ندهند.
جعفر رجبی در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰:
نظر به اینکه میتوان برای اشک حافظ در پیشگاه حضرت عشق ارزش دریا را قائل شد . با توجه به بسیاری اشگ عشاق حضرت عشق که بیشتر از هفت دریا خواهند بود . آب هفت دریا نزد بسیاری اشگ عشاق میتواند به انداز ه شبنم سنجیده شود. لذا دریا هم صحیح است .
ستاره سادات . پیغمبری در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:
بیت 6 : طی این مرحله بی همرهی خضر مکن
---
پاسخ: نقل تصحیح قزوینی «قطع» است.
حسنا در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵ - در ستایش ابوالمظفر جلال الدین شروان شاه:
اگر تفسیر و نقد این شعر همراهش باشد بهتر است
نگین در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۸:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:
سلام این غزل با اون غزلی که من از دیوان حافظ خوندم توی کلمات زیادی فرق داره پس تکلیف ما که میخوایم یه جند بیت ا ز غزلهای حافظ رو حفظ کنیم چیه؟
فاطمه در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۸ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
این شعر حاشیه نداره
همش آیه است و امید به اینکه با رهایی از زندان فکر همه روح پذیریم
نیما در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۷ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۱ - تفسیر و هو معکم اینما کنتم:
بخشی از این شعر در فیلم بادبادک باز خوانده می شود .
سینا در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۷ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۱:
بیت 6 مصراع دوم ...پخت نیست بخت صحیح است
---
پاسخ: «پخت» صحیح است، «رخت و پخت» از جنس «خرت و پرت»، و مانند آن است و در ادبیات قدیم فارسی هم سابقه داشته، از جمله در همینجا.
:) در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۷ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
در بند3 بیت7 هنیئالک
درست است؟؟؟؟اگر درست است یعنی چه؟؟؟
---
پاسخ: عربی است. باید صحیح باشد.
حسین فخار در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۶ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲:
سلام بزرگواران پارسی گوی.
در آخرین بیت این غزل حرف"ی" از انتهای واژه القمر در اشتباه نوشتاری از قلم افتاده است. لطفاً بررسی نموده و اصلاح نمایید.
---
پاسخ: با تشکر، این گونه نیست. در صورتی که «ی» به آخر این لفظ عربی اضافه شود معنا تغییر میکند و غلط میشود. حال آن که صورت حاضر، با توجه به این در هنگام خواندن «القمری» باید خوانده شود صحیح است.
Mohsen در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۲۰:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴:
درود بر شما؛
بیت دوم مصرع اول : نگویمت که همه ساله می پرستی کن
اگر شخصی به قواعد دستور زبان فارسی آشنایی داشته باشد،خواهد دانست که همه ساله به معنای همهذی سال هاست یعنی چند سال پشت سر هم یا همهی سال ها
پس با توجه به مصرع دوم بیت دوم خواهیم فهمید که منظور شاعر این بوده که سه سه ماه می بخور و نه ماه پارسا باش و ایهمه ساله این روند را در پیش گیر. حال اگر مصرع دوم بیت دوم را بررسی کنیم میبینیم که سه ماه (فصل بهار) و نه ما (فصول دیگر سال) قسمت هایی از سال هستند
پس در بیت اول باید گفته باشد بگویمت همه ساله می پرستی کن.چون منظور از همه ساله سال های متوالی است نه همه ی سال.
متاسفانه این اشتباه رایج در اکثر کتاب های به چاپ رسیده وجود دارد.
"به نقل از استاد جعفری"
باشد تا بتوانیم با همیاری هم خطاهای رایج در اشعار پارسی را به حداقل رسانیم. با تشکر
---
پاسخ: با تشکر، صورت نقل شده به نظر من حداقل، زشت است و صورت حاضر زیباتر و البته مطابق تصحیح علامه فزوینی است.
حبیبی در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۷:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
این غزل فوق العاده توسط استاد شجریان در آلبوم در خیال در دستگاه بیات ترک بسیار زیبا و دلنشین اجرا شده است که شنیدنش در درک معنای بلند این غزل یاری کننده انسان است.
عبدالمعین مظفری در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:
بیت دوم مصرع دوم = من
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.
عبدالمعین مظفری در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:
بیت دوم مصرع دوم = به علی شناختم به خدا قسم خدا را
بیت سیزده مصرع دوم = که
---
پاسخ: با تشکر، در مورد اول «من» جا افتاده اضافه شد. در مورد دوم ایراد و صورت صحیح را متوجه نشدم کدام است.
ممد در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۵ - حکایت آن مخنث و پرسیدن لوطی ازو در حالت لواطه کی این خنجر از بهر چیست گفت از برای آنک هر کی با من بد اندیشد اشکمش بشکافم لوطی بر سر او آمد شد میکرد و میگفت الحمدلله کی من بد نمیاندیشم با تو «بیت من بیت نیست اقلیمست هزل من هزل نیست تعلیمست» ان الله لایستحیی ان یضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها ای فما فوقها فی تغییر النفوس بالانکار ان ما ذا اراد الله بهذا مثلا و آنگه جواب میفرماید کی این خواستم یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا کی هر فتنهای همچون میزانست بسیاران ازو سرخرو شوند و بسیاران بیمراد شوند و لو تاملت فیه قلیلا وجدت من نتایجه الشریفة کثیرا:
با سلام
خود مولانا شعر و بیانش را خوب توصیف وتشریح می کند . انسان زمانی که این جور متون را می خواند متوجه می شود که سخن و کلمات یک قالب برای ارایه مفاهیم می باشند و اگر این مفاهیم خیلی بزرگ و پیچیده باشند نمی توان آنها را در قالب کلمات جا داد ، شاید به این خاطر باشد که بزرگان گفته اند که قرآن کریم که کلام خداوند است دارای هفتاد بطن می باشد . سخن بزرگانی چون مولانا نیز تا حدودی چنین است . طنز است حکایت است درس است و ... . در یک جمله سوزنی بر جان خواب آلود ما .
منصور محمدزاده در ۱۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۹ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۰۷:۱۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۵: