گنجور

حاشیه‌ها

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

گیسویت عنبرینه‌ی گردن تمام بود.........مصرع نخست از بیت نهم

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:

قسم گرچه امروزه خوردنی است! قسم میخوریم ، اما سوگند است که خوردنی است و قسم یاد کردنی و چون استاد سخن فرموده اند گفتنی هم می تواند باشد.

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱:

آتش روی تو زین گونه ( این گونه؟) که در خلق افتاد...........
جنبش سرو تو پنداری کز باد صباست؟
نه، که از ناله‌ی (نغمه؟)مرغان چمن در طرب است

.M.FAHIM در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸۷:

ممنون صفحهء گنجو که این گنجینه بزرگ را به دسترس عزیزان قرار داده است
اشتباه تایپی که صحیح آن چننین است
**
دارم ز سیر گلشن اسباب در نظر
رنگی‌ که شعله می‌زندم آب در نظر

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:

فریبا جان با درود به شما البته انگلیسی ناکاستومندی نوشته اید ولی به گمانم بیشترمان اینجا به فارسی نوشتن بنازیم و ببرازیم . صقال معنای صیقلی می دهد و همان صقال گویا درست است .

رسته در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۲:

پرسیده‌اند که:‌ حَرَمدان درست است یا حُرُمدان؟
در لغتنامهٔ پایانی دیوان شمس ج 7 نسخهٔ فرورانفر حُرُمدان نوشته شده است به معنی:
کیسهٔ چرمی که به کمر می‌بسته‌اند و پول و نقد و غیره را در آن می‌ریخته‌اند، همیان.
این واژه در آثار مولوی در ده مورد آمده است:
1) بود درویشی درون کشتی‌ای // ساخته از رخت مردی پشتی‌ای
یاوه شد همیان زر او خفته بود // جمله را جستند و او را هم نمود
کین فقیر خفته را جوییم هم // کرد بیدارش ز غم صاحب‌درم
که درین کشتی حرمدان گم شدست // جمله را جستیم نتوانی تو رست
مثنوی دفتر دوم
2) چونک حق و باطلی آمیختند // نقد و قلب اندر حرمدان ریختند
پس محک می‌بایدش بگزیده‌ای // در حقایق امتحانها دیده‌ای
مثنوی دفتر دوم

3) هله در ده می بگزیده که مهمان تو‌ام // ز پریشانی زلف تو پریشان توأم
تلخ و شیرین لب ما را ز حرم بیرون آر // نقد ده نقد، که عبّاس حرمدان توأم
آنچ دادی و بدیدی که بدان زنده شدم // مردهٔ جرعهٔ آن چشمهٔ حیوان توأم
(عباس = گدای سمج = عباس دوسی)
ترجیعات دیوان شمس
4) زین فتنه و غوغایی آتش زده هر جایی // وز آتش و دود ما برخاسته ایوانی
با این همه سلطانی آن خصم مسلمانی // بربود به قهر از من در راه حرمدانی
بگشاد حرمدانم بربود دل و جانم // آن کس که به پیش او جانی به یکی نانی
غزل 2574

5) گر چه که صد شرط کنی بی‌همه شرطی بدهی // ز آنک تو بس بی‌طمعی زر به حرمدان نبری

6) عشق تو گفت ای کیا در حرم ما بیا // تا نکند هیچ دزد قصد حرمدان تو
غزل 2244

غزل 2455
7) ایمنیم از دزد و مکر راه زن // زانک چون زر در حرمدان توییم
غزل 1673
8) کاسهٔ ارزاق پیاپی شده‌ست // کیسهٔ اقبال حرمدان ماست
غزل 504
9)
حکایتی آورده اند، که پادشاهی بود و او را بنده‌ای بود خاص و مقرب عظیم چون آن بنده قصد سرای پادشاه کردی اهل حاجت قصه‌ها ونامه‌ها بدو دادندی که بر پادشاه عرض دار، او آنرا در چرمدان کردی ، چون در خدمت پادشاه رسیدی تاب جمال او برنتافتی ، پیش پادشاه مدهوش افتادی ، پادشاه در کیسه و جیب و چرمدان او نظرکردی به طریق عشقبازی که این بنده ٔ مدهوش من چه دارد، آن نامه ها را بیافتی و حاجات جمله را بر ظهر آن ثبت کردی و باز در چرمدان او نهادی ، کارهای جمله را بی آنک او عرض دارد برآوردی .... (فیه مافیه).

10 همین غزل مورد بحث
دل سوی تبریز رفت در هوس شمس دین // رو و رو ای دل بجو، زر به حرمدان خویش
که با داستانی که در فیه مافیه آمده است همخوانی دارد. تعداد زیادی از داستان‌های فیه مافیه و مثنوی در مقالات شمس هم آمده است از روی آن می‌توان دریافت که بیشتر داستان‌ها خاطراتی بوده‌اند که مولوی از روزهای همصجبتی با شمس به یاد داشته است و در آثارش آن‌ها را بسط داده است.
گاه مولوی از جناس بین حرم و حرمدان ایهامی آفریده است ( مورد‌های 3 و 4 و 6)، یعنی از حُرُمدان معنی پنهانی حَرَم و یا حَرَمدان را القاء کرده‌ است.
در ادبیات عرب هم همین واژهٔ حرمدان به همین معنی آمده است، در قاموس‌ها گفته شده است که این واژه معرب واژهٔ فارسی چَرمْدان است و دوگونه تلفظ از آن را ضبط کرده‌اند : حُرُمدان ، حُرَمدان.

فریدون در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:

این کسانی که میگویند حافظ بچه باز بود از دیدگاه خود میگویند و این حقیقت نیست. مولانا میگوید
پیش چشمت داشتی شیشهٔ کبود
زان سبب عالم کبودت می‌نمود
این بزرگان دارای اخلاق عالی بودنند و این تحمت ها نا گوار است

عباس در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

مصرع دوم این بیت باید اصلاح شود
آنکه بر جانم از او دم بدم آزاری هست
میتوان یافت که از من به دلش باری هست
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

mojdeh در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » مسمطات » سعدی:

عاللللللللللللللللللللللللللللللللییییییییییییییییییییییییی:))) مرسی از زحمتاتتتتتونننننننننننننننننننننننننن:)))

محمد در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷۹:

خیلی زیبا بود

عباس در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دل‌آزار:

مکن آن نوع که آزرده شوم از خویت

عباس در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۱۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دل‌آزار:

دست شما درد نکنه - خیلی خوشحال شدم که سایت رو پیدا کردم تشکر فراوان

علی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۸:

شکاریم یکسر همه پیش مرگ، سری زیر تاج و سری زیر ترگ... ابیاتی از این قطعه را بنام سوگ سهراب ناصر عبدالهی عزیز به شکل زیبایی اجرا کرده.

امیر در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷۲:

باسلام. در سایت واژه کلمه حرمدان را با فتح "ح" و "ر" آورده است. درحالی که دکتر سروش به ضم "ح" و "ر" قرائت می کند. کدام درست است؟

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۵۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:

سلام
بیت 4: دماغ طرب ما
بیت 5: چه آید به لب ما
بیت 6: کو که بود منتخب ما
بیت 7: به کهسار برید از حلب ما

محمد۹۶ در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:

واقعاً شعر اسرار آمیزی است
انگار در همان فضا قرار گرفته اید
فوق العاده است این شعر
جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده .... !!

وحید در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:

در مصرع دوم بیت هفتم «ضِلال بادیه دانند قدر آب زُلال» صحیح است.
ضلال به معنی گمراهان، یا گم شده گان در راه

چنگیز گهرویی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

در بیت اخر این غزل .اشاره شاعر به جنگ صفین و ماجرای سر نیزه کردن قران توسط لشکر معاویه با مدیریت عمر وعاص میباشد و هیچ معنی جز دیگران برای دکران متصور نیست.

چنگیز گهرویی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

چندین شرح بر مصرع اول بیت هشتم نوشته شده .به نظر اینجانب که شناختی نسبی به اشعار حافظ دارم.این حالت صحیح تر از همه حالات ارایه شده میتواند باشد...هر که را خوابگه اخر دو سه مشتی خاک است .چون هم به لحاظ وزن و معنی وروان خواندن .

علیرضا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ حافظ » ساقی‌نامه:

با سلام خدمت دوستان یک توضیح راجع به سازها میدهم
ساز تار دارای 6 سیم است
ساز سه تار داری 4 سیم است
ساز دو تار دارای 3 سیم است ساز تنبور هم نوعی دوتار است
در شعر جناب حافظ منظور از دوتایی بزن به احتمال بسیار زیاد همان ساز تنبور است و همچنین تایی بزن نیز احتمالا ساز تار است

۱
۴۹۱۵
۴۹۱۶
۴۹۱۷
۴۹۱۸
۴۹۱۹
۵۷۸۴