شاه شاهان جهان بر تخت سلطانی نشست
مردم چشم سلاطین در جهانبانی نشست
منت ایزد را که از نامش نشان خسروی
بر طراز جامه رفت وبر زر کانی نشست
منت ایزد را که باری هم شهنشاهی به حق
در مبارک مسند اسکندر ثانی نشست
منت ایزد را که در صدر خراسان و عراق
هم خداوند عراقی و خراسانی نشست
منت ایزد را جهان چون روضه فردوس ساخت
وین ملک قدر فلک قدرت بر رضوانی نشست
مردم و دیو و پری اکنون به خدمت ایستند
چون سلیمان شاه بر تخت سلیمانی نشست
چشم رعنائی بدوزند اختران روز کور
خسرو سیارگان بر اوج کیوانی نشست
رسم باطل زود برخیزد چو رأی پادشاه
نوبت حق پنج فرمود و به سلطانی نشست
پای قدرش از سر افلاک جسمانی گذشت
مهر مهرش در دل پاکان روحانی نشست
دور نبود گر بپراند ز میدان وجود
گوی گردون را چو بر یکران چوگانی نشست
پیش عزمش باد در بالا به واجب ایستاد
پیش حزمش کوه در پستی به نادانی نشست
بوی عدلش چون دم عیسی جهان را زنده کرد
لاجرم زان بر جهانش منت جانی نشست
فتنه شب رو به روز بد نشست از تیغ او
هم به دشخواری بخیزد چون به آسانی نشست
کار او ثابت به معنی آمد و گردان به نام
راست چون گردون که بر وی اسم گردانی نشست
ای بر ایوانت شده کیوان هند و پاسبان
شاه رومی بر دربارت به دربانی نشست
بخت چون بر تخت دیدت تهنیتها کرد و گفت
آنکه بر تخت جهانداری تو میدانی نشست
چون جهان داران کمر بربند و عالم میگشای
وقت کار آمد کنون بیکار نتوانی نشست
ز ابر کف باران رحمت بر مسلمانان ببار
هین که گرد کفر بر روی مسلمانی نشست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش یک پادشاه بزرگ و نیکوکار میپردازد که بر تخت سلطنت نشسته و به عنوان نماد عدل و قدرت شناخته میشود. شاعر از نعمتهای الهی میگوید که باعث شدهاند این پادشاه در مقام خود استوار بماند و بر مرزهای مختلف سلطنت کند. او به قدرت این پادشاه اشاره دارد که همچون سلیمان، بر دلها حکومت میکند و به دلها امید میبخشد. همچنین، شاعر به تأثیرات مثبت و پیامدهای عدل او در جامعه میپردازد و از بارش رحمت بر مسلمانان و راندن کفر دور از آنان سخن میگوید. در نهایت، شعر حسرت بر گسستگی های تاریخی و دعوت به اتحاد در برابر چالشها را نیز به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: پادشاه بزرگی در جایگاه سلطنت قرار گرفت و مردم چشم انتظار حکمرانی و رهبری او بودند.
هوش مصنوعی: شکر و سپاس خدا را به خاطر اینکه نام او باعث شده تا نشانی از پادشاهی بر روی جامهها نقش ببندد و در جایگاه زرین بنشیند.
هوش مصنوعی: خوشحالی از اینکه خداوند بار دیگر کسی را به مقام پادشاهی نشانده که شایسته و حقطلب است و همانند اسکندر دوم در جایگاه عظیم و مبارک قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: شکرگذار لطف و نعمت خداوند هستیم که در بالاترین مقامها و سرزمینهای مهم، همواره نشانهای از حضور و محبت خودش دارد.
هوش مصنوعی: جهان به مانند باغی زیبا و خوشبو ساخته شده است و این ملک، نشانهای از قدرت الهی است که بر بهشت نشسته است.
هوش مصنوعی: مردم، جادوگران و موجودات عجیب اکنون آماده خدمت به او هستند، مانند زمانی که سلیمان شاه بر تخت سلیمان نشسته بود.
هوش مصنوعی: چشم زیبایی همچون ستارهها را به خود جلب میکند و روز را برای خسرو که در اوج آسمان نشسته، کور میسازد.
هوش مصنوعی: رسم و روش نادرست به راحتی پابرجا میشود، اما وقتی که فرمانی از سوی پادشاه صادر شود، حقیقت و حق در جایگاه خود قرار میگیرد و به سلطنت میرسد.
هوش مصنوعی: قدرت او از اوج آسمانها فراتر رفته و محبتش در دلهای پاک و باصفای انسانها جای گرفته است.
هوش مصنوعی: اگر کسی بر کلاهی بایستد و به دوردست نگاه کند، ممکن است به راحتی گوی آسمان را از میدان وجود به پرواز درآورد. این اشاره به این دارد که با توانایی و تمرکز، میتوان بر محدودیتها غلبه کرد و به دستاوردهای بزرگ رسید.
هوش مصنوعی: در مقابل اراده او، باد در بلندی ایستاده و بر پایه احتیاط او، کوه در پستی به نادانی فرو رفته است.
هوش مصنوعی: بوی عدالت او مانند نفس عیسی، جهانی را زنده کرده است. به همین دلیل، زندگی بشر مدیون لطف و رحمت اوست.
هوش مصنوعی: فتنهٔ شب به روز بدی دچار شد و از تیغ او، دشوار میتوان برخواست، همانطور که به سادگی بر زمین نشسته است.
هوش مصنوعی: عمل او دائمی و معنادار است و مانند گردی که نامش بر آن گذاشته شده، به درستی و ثبات در حال گردش است.
هوش مصنوعی: ای کسی که کیوان (سیاره زحل) در ایوانت است و نگهبان شاه رومی در دربار تو به عنوان دربان نشسته است.
هوش مصنوعی: هنگامی که بخت تو را بر تخت خود مشاهده کرد، با خوشآمدگوییهایش به تو تبریک گفت و گفت آنکه بر تخت فرمانروایی نشسته، تویی که این مقام را به خوبی میشناسی.
هوش مصنوعی: زمانی که اهل دنیا برای کار کردن آماده شوند و فعالیتها آغاز شود، دیگر نمیتوان بیکار نشست و باید وارد عمل شد.
هوش مصنوعی: از ابر رحمت، باران نعمت بر مسلمانان ببارید، زیرا که گرد و غبار کفر بر چهره مسلمانان نشسته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
منت ایزد را که شه بر تخت سلطانی نشست
در دماغ سلطنت باد سلیمانی نشست
شه معزالدین و الدنیا که از دیوان غیب
نام او برنامهٔ دولت به عنوانی نشست
کیقباد ، آن گوهر تاج کیان کز زخم تیغ
[...]
کی توان در عشق، بی سامان حیرانی نشست؟
آنچنان در گوشه ای بنشین که بتوانی نشست
خاک خلعت خانه ی عالم اگر بر باد رفت
گرد کی بر گوشه ی دامان عریانی نشست؟
کاروان عیش را زین خاکدان ره بسته شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.