به سعد طالع و فرخنده روز فرخ فال
زماه ی شده وز سال خی و نون با دال
مهی که بود بشیر قدوم او شعبان
مهی که هست نقیص رسوم او شوال
به عون ایزد و یاری چرخ و نصرت بخت
ز اوج چرخ جلالت ز خانه اقبال
چو آفتاب برای صلاح عالمیان
گرفت راه سفر آفتاب جاه و جلال
خدیو تخمه سلغر پناه ملت و ملک
خدایگان عضدالدین شه ستوده خصال
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به توصیف یک رویداد یا شخص مهم در روز و ماه خاصی میپردازد. شاعر به جمال و برکت این روز و تاثیرات مثبت آن اشاره دارد. او به پیروزی و نصرت الهی و همچنین به اوج موفقیت و خوش بختی اشاره میکند. از این شخص به عنوان لیدر و پناه ملت یاد میشود که ویژگیهای عالی و فضیلتهای برجستهای دارد. در کل، متن بر اهمیت و خوشیمنی این زمان تاکید دارد.
هوش مصنوعی: در این بیت به خوشبختی و روز نیک اشاره شده است. شاعر میگوید که با توجه به طالع سعد و روزهای خوشآیند، آیندهای دلپذیر و خوشبختی برای او و زندگیاش پیشبینی میشود. با ذکر سال و عدد، بر این نکته تأکید میکند که این خوشبختی از زمان خاصی آغاز میشود.
هوش مصنوعی: مهی که خبر از آمدن او میدهد، شعبان است و مهی که نقصی در آداب و رسومش ندارد، شوال است.
هوش مصنوعی: با کمک خداوند و حمایت سرنوشت، از بالای دایرهی بزرگی و شکوه، به سوی منزلت و خوشبختی حرکت میکنیم.
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید به نیکی و رفاه مردم راه سفر را در پیش میگیرد، به عزت و بزرگی میتواند برسد.
هوش مصنوعی: سرزمین و ملت به پشتیبانی و حمایت رهبری بزرگ نیاز دارند که دارای ویژگیهای نیکو و برجستهای باشد. این رهبری میتواند به عنوان پناهگاهی برای مردم و کشور عمل کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کسان که تلخی زهر طلب نمیدانند
ترش شوند و بتابند رو ز اهل سؤال
تو را که میشنوی طاقت شنیدن نیست
مرا که میطلبم خود چگونه باشد حال؟
شکفت لاله تو زیغال بشکفان که همی
[...]
به سیصد و چهل و یک رسید نوبتِ سال
چهارشنبه و سه روز باقی از شوّال
بیامدم به جهان تا چه گویم و چه کنم
سرود گویم و شادی کنم به نعمت و مال
ستوروار بدینسان گذاشتم همه عمر
[...]
اگر کمال بجاه اندر است و جاه بمال
مرا ببین که ببینی کمال را بکمال
من آن کسم که بمن تا بحشر فخر کند
هر آنکه بر سر یک بیت من نویسد قال
همه کس از قبل نیستی فغان دارند
[...]
همیشه گفتمی اندر جهان به حسن و جمال
چو یار من نبود وین حدیث بود محال
من آنچه دعوی کردم محال بود و نبود
از آنکه چشم من او را ندیده بود همال
ز نیکویی که به چشم من آمدی همه وقت
[...]
ز نور قبۀ زرین آینه تمثال
زمین تفته فرو پوشد آتشین سر بال
فروغ چتر سپهری بیک درخشیدن
بسنگ زلزله اندر زند بگاه زوال
درر چو لاله شود لعل در دهان صدف
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.