خدایگان وزیران شرق عزالدین
یگانه دو جهان قطب عالم معنی
کمال گیتی طاهر که در وجود چو نام
بریست از همه نقصی چو علت اولی
نظام کشور چارم که صدر چرخ ششم
ز عطف دامن جاهش برد طراز روی
دعا و بندگی و آفرین ز من چاکر
بخواند و کند از نفس پاکش استفتی
چگوید از قبل چاکری به جان مشتاق
که سالها بود از صدق عاشق مولی
گهی ز یاد خراسان روان کند تازه
گهی به یاد خراسان دهد ز جان بشری
گهی به نامش مشکین کند سر خامه
گهی به نامه درش آفرین کند املی
شنیده باشدکآن خواجه از سر لطف
به بنده میل کند همچو مشتری به شری
چو در ولایت او نیست منصب آصف
چو از ممالک او رفت رونق کسری
ز شغل آصف در کف نیافت جز بادی
ز نسل کسری در دل ندید جز کسری
پس از تبدل احوال و روزگار دراز
از اتفاق جدا ماند آنکس از ماوی
به روزه با تن نافه به روزگار تموز
چو ناقه راه بیابان برد به رنج و اذی
به مقصد آید و مایوس گردد از مقصود
به جنت آید و محروم گردد از طوبی
به تربت آید و گریان زکربت غربت
به سوی تو به گرایان به تو به چون ویلی
نکرده عزم فرو می ز قلت قوت
نکرده دست فرا می ز غایت تقوی
به تاختن ز قهستان و تون بتازد تیر
که عید فطر رسد سوی حضرت اعلی
ز عید فطر چهل روز رفت و از ره دور
به بارگاهت سی اسبه می رسد اضحی
اگر به ملک سلیمان گذر کند موری
سزد که یاد کند در زمان از آن انهی
اگر چه آصف ثانی به ملک مشتغل است
بود تفقد هدهد به هر طریق اولی
ز خانه رفتن و نادیده روی خانه خدای
حدیث کعبه و حاجی ست در صفا و منی
مراد وی ز خراسان توئی وگرنه خدای
به لطف دادش از هفت کشور استغنی
ز شهر توس کسی پرسشی نکرد ورا
نه در زمان سقام و نه در اوان شفی
به جز مولف شهنامه کز دریچه روح
ورا جواب رسانید مژده بشری
ز حال صاحب احیا حیا همی دارد
کز اهل توس شکایت کند در این معنی
غریب نیست عجایب ز هر غریب ولیک
رهی غریب بصیر است و اهل شهر اعمی
کنون چه چاره کند همت قبله مشتبه است
در این چه حکم کند رای خواجه دینی
مقام توس کند اختیار یا مشهد
گذر کند به نشابور یا سفر به هری
به دین و دانش مفتی شرع مکرمت اوست
جواب بنده چه فرماید اندرین فتوی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری است دربارهٔ مقام و منزلت خدایگان وزیران شرق، عزالدین. شاعر او را به عنوان الگو و مراد خود میستاید و او را از نقصهای انسانی به دور میداند. شاعر از عشق و ارادت خود به این شخصیت بزرگ و تاثیر او در زندگیش مینویسد. او با یادآوری خراسان و احساس بیکسی و غم ناشی از دوری از وطن، به تبعید و غربت خود اشاره میکند. شاعر از قهرمانان تاریخی چون آصف و کسری یاد میکند و به سفرهایش به مکانهای مختلف از جمله کیشها و کعبه اشاره میکند. در نهایت، او به جستجوی راهی برای رجوع به مقام و موقعیت اصلیاش فکر میکند و میکوشد تا به دین و دانش صحیح دست یابد. در اینجا، پرسشی دربارهٔ انتخاب میان نواحی مختلف خراسان و مشهد و مواقف دینی مطرح میشود.
هوش مصنوعی: خداوند بزرگ وزیران شرق که عزالدین است، تنها کسی است که در این دنیا باغیرت و شرافت میدرخشد و در معنای جهان نقطه مرکزی به شمار میآید.
هوش مصنوعی: کمال هستی، پاک و بینقص است، همانطور که نامی که بر آن نهاده شده، عاری از هر عیب و نواقص است و بهعنوان دلیل و علت اولیه شناخته میشود.
هوش مصنوعی: نظام کشور به عنوان چهارمین بخش از دنیا، به شدت تحت تاثیر ستارهای قرار دارد که در موقعیت ششم از چرخ زمان، دامن خود را بر روی ما میگستراند.
هوش مصنوعی: دعای من و بندگیام و ستایشهایی که از سوی من به او میشود، همه به خاطر پاکی نفس و وجود اوست و از این رو از او مشورت میطلبم.
هوش مصنوعی: یک خدمتکار عاشق چگونه میتواند بگوید که سالهاست با دل و جان به عشق آقا مشغول است.
هوش مصنوعی: گاه به یاد خراسان، روح را تازه میکند و گاه به یاد آن دیار، جان بشری را به حرکت درمیآورد.
هوش مصنوعی: گاه قلم با نام او زیبا و مشکین میشود و گاه به نامهاش مدح و ستایش میسراید.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که خواجه با محبت و لطف خود به بنده توجه میکند، مانند اینکه مشتری (سیاره) به شیر و مواد غذایی روی میآورد.
هوش مصنوعی: وقتی در سرزمین او مقامی برای آصف وجود ندارد، با رفتن از سرزمینهای او، رونق و شکوه کسری هم از بین میرود.
هوش مصنوعی: از کار آصف چیزی در دست نیافت، جز یک وزش باد و از نسل کسری در دل چیزی جز کسری ندید.
هوش مصنوعی: پس از تغییر شرایط و گذشت زمان طولانی، آن فرد که از ما دور شده بود، از ما جدا ماند.
هوش مصنوعی: در گرمای تابستان، مانند شتر که به سختی در بیابان حرکت میکند، بدن فردی در روزهداری تحمل سختی و رنج میکند.
هوش مصنوعی: به مقصد برسد اما از هدف واقعی خود ناامید شود؛ به بهشت ورود کند اما از بهترین نعمتها بیبهره بماند.
هوش مصنوعی: به آرامگاه میآید و با گریه از یاد غربت به سمت تو میشتابد، مثل بادی که به تو میوزد.
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر نداشتن اراده، از سر ضعف نتوانسته دستش را به سوی بلندیها دراز کند، هرگز به مقام و مرتبهی تقوی دست نخواهد یافت.
هوش مصنوعی: به سرعت از قهستان و تون تیرها به پرواز درآیند، زیرا عید فطر به سوی مقام بلند میآید.
هوش مصنوعی: چهل روز از عید فطر گذشت و در روز عید قربانی، سی اسب از راه دور به پیشگاه تو میرسند.
هوش مصنوعی: اگر یک مورچه از سرزمین سليمان بگذرد، مناسب است که در این سفر به یاد او باشد و در زمانهای گذشته فکر کند.
هوش مصنوعی: اگرچه آصف ثانی در امور مملکت مشغول است، اما توجه و مراقبت هدهد در هر شرایطی از اهمیت بیشتری برخوردار است.
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که وقتی از خانه خارج میشویم و روی خانه خدا، یعنی کعبه را نمیبینیم، نشاندهنده این است که ما در حال تجربه همان احساساتی هستیم که زائران کعبه در مکانهای مقدس مانند صفا و مروه دارند. در واقع، اشاره به اهمیت و معنای سفر به مکانهای مقدس و پیوند روحی انسان با خدا دارد.
هوش مصنوعی: آنچه او میخواهد از خراسان تو هستی و اگر نه، خداوند به برکت لطفش از هفت کشور هم نیازمند نیست.
هوش مصنوعی: هیچکس از شهر توس درباره او سوالی نکرد، نه در زمان بیماریاش و نه در زمان بهبودیاش.
هوش مصنوعی: جز نویسنده شاهنامه، کسی نیست که بتواند از عمق روح او خبر ارسال کند و بشارت دهد.
هوش مصنوعی: او از حال کسی که به زندگی و احیا پرداخته است، شرم دارد که از اهل توس شکایت کند.
هوش مصنوعی: عجایب و شگفتیها در هر جایی وجود دارد و برای هر غریبی طبیعی به نظر میرسد. اما راهی که یک شخص غریب میپیماید، روشن و آگاهانه است، در حالی که بعضی از ساکنان شهر نمیتوانند آن را ببینند و درک کنند.
هوش مصنوعی: حالا چه تدبیری باید اندیشید وقتی که هدف و مقصود روشن نیست؟ در این وضعیت، نظر و فکر رئیس یا ارباب دین چه باید باشد؟
هوش مصنوعی: شخصی میتواند انتخاب کند که به توس برود و در آنجا مقام و جایگاهش را بیابد، یا اینکه از مشهد گذر کند و به نشابور برود، یا به هری سفر کند.
هوش مصنوعی: این بیت به این مفهوم اشاره دارد که احکام شرعی و دانشهای دینی نمایانگر شخصیت و کرامت فردی هستند. در این وضعیت، بنده (شخصی که سوال میکند) به دنبال پاسخ و راهنمایی از این مقامات است و در کمال تواضع میخواهد بداند که چه نظری در مورد این موضوع دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مشوشست دلم از کرشمهٔ سلمی
چنان که خاطر مجنون ز طرهٔ لیلی
چو گل شکر دهیم درد دل شود تسکین
چو ترش روی شوی وارهانی از صفری
به غنچهٔ تو شکر خنده نشانهٔ باده
[...]
فغان از آن دو سیه زلف و غمزگان که همی
بدین زره ببری و بدان ز ره ببری
چه چیز بهتر و نیکوتر است در دنیی؟
سپاه نی ملکی نی ضیاع نی رمه نی
سخن شریفتر و بهتر است سوی حکیم
ز هرچه هست در این ره گذار بیمعنی
بدین سخن شدهای تو رئیس جانوران
[...]
مشوش است دلم از کرشمه سلمی
چنانکه خاطر مجنون ز طره لیلی
چو گل شکر دهیم در دل شود تسکین
چو ترش روی شوی وارهانی از صفری
بغنچه تو شکر خنده نشئه باده
[...]
فراخت رایت ملک و ملک به علیین
کفایت ثقت الملک طاهربن علی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.