بیا کز جان و دل به در خوری تو
بیا کز زندگانی خوشتری تو
به قد سروی به بر نسرین به رخ گل
مگر باغ و بهاری دیگری تو
اگر نوری چرا از دیده دوری
وگرناری چرا جان پروری تو
مرا جانی که در جسمم نهانی
مرا چشمی که در من ننگری تو
چو من سوزانم از هجر و گدازان
چه سودم زانکه شمع و شکری تو
من خاکی نیم درخورد تو لیک
مرا چون جان شیرین درخوری تو
بهشتت کو اگر حور بهشتی
مقامت کو اگر هستی پری تو
چو خواهندت کجا جویم نشانت
نگوئی کز کدامین کشوری تو
ندانم کیستی زینها که گفتم
مگر معشوق مجد همگری تو
خطا گفتم نئی او را ولیکن
ندیم بزم شاه صفدری تو
اتابک آنکه گردون قدر او را
همی گوید منم پای و سری تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به نزدیکی و وصال محبوب است. شاعر از محبوب میخواهد که به او نزدیک شود و زندگی را با او تقسیم کند. او ویژگیهای محبوب را با زیباییهای طبیعی مقایسه میکند و میگوید که عشق و وابستگی او به محبوب، مانند جان و زندگیاش است. شاعر از درد فراق و عذاب دوری میگوید و در عین حال بر ارزش و اهمیت محبوبش تأکید میکند. او نمیداند محبوبش چه کسی است، اما احساس میکند که ساختارش را از وجود او میگیرد و او را از هر چیز دیگری بالاتر میداند. به طور کلی، این شعر درباره عشق عمیق و احساس نیاز به وصال معشوق است.
هوش مصنوعی: بیا و به من بپیوند که تو برای من مهم و ارزشمند هستی، زیرا وجود تو برای زندگیام شادی و لذت بیشتری به ارمغان میآورد.
هوش مصنوعی: به قد بلند و زیبا مانند سرو و به نرمی و لطافت مانند نسرین و به روشنی و جذابیت مانند گل، مگر اینکه تو در باغ و بهاری دیگر وجود داشته باشی.
هوش مصنوعی: اگر نوری هست، چرا از چشمانت دور است و اگر گلی هستی، چرا جان و روح را شاداب نمیکنی؟
هوش مصنوعی: من روحی دارم که در بدنم پنهان است و چشمی دارم که تو نمیتوانی آن را در من ببینی.
هوش مصنوعی: من از عشق و جدایی به شدت در حال سوزش و درد هستم، پس چه فایدهای دارد که تو شمع و شکری باشی، اگر دل من به درد آمده باشد؟
هوش مصنوعی: من از خاک و غبارم و نسبت به تو ارزشی ندارم، اما تو برای من به اندازه جان عزیز و گرانبها هستی.
هوش مصنوعی: بگو بهشتت کجاست اگر که زیباییهای آن در کنارت نیستند؟ درجهی وجود و مقام تو کجاست اگر از زیباییهای روحی و فرشتگان دوری؟
هوش مصنوعی: وقتی که دیگران به دنبالت هستند، چرا به من نمیگویی که از کدام سرزمین آمدهای؟
هوش مصنوعی: نمیدانم کیستی از این حرفهایی که گفتم، شاید تنها محبوب مجد باشد که تو را به هم پیوند داده است.
هوش مصنوعی: من اشتباه کردم که او را بازگو کردم، اما در حضور تو، که شاه صفدر را میشناسی، به این موضوع نمیپردازم.
هوش مصنوعی: اتابک کسی است که به او گردون (سرنوشت یا تقدیر) میگوید من پایگاه و سر تو هستم. در اینجا به نوعی از اهمیت و جایگاه او در جهان و تأثیرش بر سرنوشتها اشاره شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلم درج است و در وی گوهری تو
کنارم برج و در وی اختری تو
یقین کز شاعرانم نشمری تو
بچشم شاعرانم ننگری تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.