دلبرا دوش در آن عیش منت یاد نبود
که دل بنده ز بند غمت آزاد نبود
اگر از صحبت من یاد نیاوردی هیچ
آخر ای سنگدل از عهد منت یاد نبود
شرم روی من و خشم آوری خلق مگیر
شرمت از آن همه بد کردن و بیداد نبود
سنگ خارا ز دلت به که در آن شادیها
رحمتت بر من دلخسته ناشاد نبود
بر ره گفت تو رفتیم و همه بود خلاف
عهد تو نیک بدیدیم و به جز باد نبود
رفت بنیاد دل ما و از آن بود همه
که بر امید من و قول تو بنیاد نبود
دل ز شاگردی مهر تو بلا دید بلا
لاجرم دید و در کار خود استاد نبود
شهری از ناله و فریاد من آگاه شدند
خود ترا هیچ خبر زان همه فریاد نبود
پیش شیرین لب تو گر پسر همگر مرد
او دراین راه به از خسرو و فرهاد نبود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حسرت و غم ناشی از فقدان عشق و یاد معشوق میپردازد. او بیان میکند که در زمانی که به خوشی میگذرانید، هیچ نشانی از یاد معشوق نداشته و دلش از غم او آزاد نبوده است. شاعر همچنین به سنگدلی معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که بدان باشد که شرم دارد از کارهای بدی که کرده. او ناله و فریاد خود را از درد جدایی به گوش شهر میرساند، در حالی که معشوق هیچ اطلاعی از این درد و رنج ندارد. شاعر به نوعی انتقاد از بیوفایی و عهدشکنی معشوق میکند و به آن اشاره دارد که در این مسیر عشق هیچ کس به اندازهٔ خود او قوی نبوده است.
هوش مصنوعی: عزیزم، دیشب در آن خوشی و لذت، فکر تو در ذهنم نبود و نمیدانستم که قلب من هنوز از غم تو رهایی نیافته است.
هوش مصنوعی: اگر به یاد صحبتهایم نیفتی، مهم نیست؛ ولی ای سنگدل، فراموش نکن که عهد و پیمانی که با من داشتی، همچنان در ذهنت باقی است.
هوش مصنوعی: من از شرم خودم و خشم مردم نگران نباش، چرا که شرم تو از تمام کارهای بد و ستمگریات به هیچوجه وجود ندارد.
هوش مصنوعی: سنگ سخت در دل تو بهتر است از اینکه شادیها و رحمتهای تو بر منی که قلبی آشفته دارم، وجود نداشته باشد.
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، ما راهی را طی کردیم و همه چیز بر خلاف وعدهات بود. ما خوبیها و بدیها را به وضوح دیدیم و جز باد چیزی در کنار ما نبود.
هوش مصنوعی: دل ما خیلی زود ویران شد و این به خاطر این بود که امید من و وعده تو اساس و پایهای نداشت.
هوش مصنوعی: دل، به خاطر عشق و محبت تو، مشکلات زیادی را تجربه کرده و با این حال، در کار خود به مهارت نرسیده است.
هوش مصنوعی: مردم شهری از درد و نالههای من باخبر شدند، اما تو هیچ اطلاعی از این همه فریاد و ناله نداری.
هوش مصنوعی: اگر در برابر لبهای شیرین تو، حتی پسری هم باشد، او در این مسیر بهتر از خسرو و فرهاد نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مرغ من در بغل بیضه هم آزاد نبود
آشیان هیچ کم از خانه صیاد نبود
دل بی درد من از خواب فراموشی جست
نامه دوست کم از سیلی استاد نبود
غمگسارش بجز از زینب و سجاد نبود
لیکن او جز به پدر مایل و معتاد نبود
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.