یا آن دل گم گشته به من باز رسانید
یا جان ز تن رفته به تن باز رسانید
یا جان بستانید زمن دیر مپائید
یا یار مرا زود به من باز رسانید
بی شمع رخش نور ندارد لگن دل
آن شمع چگل را به لگن باز رسانید
بی سرو قدش آب ندارد چمن جان
آن سرو روان را به چمن باز رسانید
بی یار نخواهم که ببینم وطنش را
آن راحت جان را به وطن باز رسانید
دانید که بی بت چه بود حال شمن را
کوشید که بت را به شمن باز رسانید
آن دانه در گم شد ازین چشم چو دریا
آن در ثمین را به عدن باز رسانید



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دنبال بازگرداندن دل گمشدهاش و یارش است و از او میخواهد که یا او را به سرزمین خود بازآورد یا جانش را بستاند. او با بیان نمادهایی، مانند شمع و سرو، میگوید که بدون یارِ محبوبش، زندگی معنا ندارد و آرزو میکند که زیباییها و گنجهای وجودش به او بازگردانده شوند. در نهایت، او به شدت وابستگیاش به محبوب را ابراز میکند و بدون او، انتظار ندارد که زندگیاش چنانکه باید ادامه یابد.
هوش مصنوعی: یا آن دل گمشدهام را به من برگردان، یا جانم را که از بدن رفته به من برگردان.
هوش مصنوعی: یا جانم را بگیرید و از من دور شوید، یا زود یارم را به من برگردانید.
هوش مصنوعی: بدون نور چهرهات، دل مثل یک لگن بیفایده است. آن شمع زیبایی، دل را به خود جذب میکند و به آن روشنی میبخشد.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه او بیسر و قد است و نمیتواند درختان را سیراب کند، اما جان آن درخت زیبا را به چمن باز میگرداند.
هوش مصنوعی: اگر یارم نباشد، حاضر نیستم وطنم را ببینم. آن آرامش روحی که مرا به وطن برگرداند، برایم اهمیت ندارد.
هوش مصنوعی: بدانید که حال شمن چه بوده است زمانی که تلاش کرده تا بتی را به شمن برگرداند.
هوش مصنوعی: دانهای که در این چشم گم شده، مانند دریا، آن در گرانبها را به بهشت بازگرداند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.