درد عشقت ز جان توان پرسید
رازت ازدل نهان توان پرسید
هر کجا فرقت تو سایه فکند
حال جان زان جهان توان پرسید
در زمینی که عشق تو پی برد
توبه را زآسمان توان پرسید
اثرش بی نشان توانم دید
خبرش بی زبان توان پرسید
آن توانائیی که عشق تراست
زین دل ناتوان توان پرسید
ناله های مرا چه پرسی حال
از دل آنرا بیان توان پرسید
در ره ارچه درای می نالد
رنجش از کاروان توان پرسید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عمق درد و غم ناشی از عشق پرداخته است. شاعر از توانایی پرسش درباره راز عشق و حال جان در فراق معشوق سخن میگوید. او به شدت نشانههایی از عشق و نالههای خود را توصیف میکند و تاکید میکند که حتی در زمین عشق، توبه و اثرات آن نیز قابل درک نیست. شاعر در نهایت به ناتوانی دل و احساساتی که در مسیر عشق تجربه میکند، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: شاید بتوان درد عشق تو را از جانم پرسید، اما نمیتوان رازی که در دل نهفته است را از آن جویا شد.
هوش مصنوعی: هر جا که دوری و جدایی تو حس شود، حال و وضعیت دل و جان را میتوان از آن دنیا پرسید.
هوش مصنوعی: در جایی که عشق تو در دل وجود دارد، دیگر نمیتوان از آسمان در مورد توبه سوال کرد.
هوش مصنوعی: من میتوانم اثر او را بدون نشانهای ببینم و دربارهاش بدون کلام پرسش کنم.
هوش مصنوعی: عشق، نیرویی است که از دل ناتوان تو میتواند خواستهها و قدرتهای بزرگی را به وجود آورد.
هوش مصنوعی: حال و روز من را از نالههایم نپرس، چون برای بیان دل شفافش باید از خود دل سوال کرد.
هوش مصنوعی: در مسیر، اگرچه با اندوه به خاطر کاروان در حال حرکت، نمیتوان از دیگران سوال کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.