گنجور

 
صابر همدانی

ز خاک تا که گل و ضیمران برآمده‌اند

به یاد روی تو در گلسِتان برآمده‌اند

به کام غنچه و گل زعفران که ریخته است؟

که در تبسم از آن زعفران برآمده‌اند

کدام سنگدلی را هوای گلچین است

که بلبلان چمن در فغان برآمده‌اند؟

همیشه سِیرِ تکامل نصیب گل‌هایی است

که تحت تربیت باغبان برآمده‌اند

که می‌چمد به چمن کز نوید پیک نسیم

شکوفه‌ها به رهش گل‌فشان برآمده‌اند

نشانه‌هاست که خار و گل و گیاه چمن

ز خاک در طلب پی نشان برآمده‌اند

(فرات) و (پرتو) و (مفتون) و (رنجی) و (صابر)

در این معامله خوش ز امتحان برآمده‌اند

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
صائب تبریزی

سبکروان ز خم آسمان برآمده اند

ز راستی چو خدنگ از کمان برآمده اند

چگونه قامت خود زود زود راست کنند

چو سبزه از نته سنگ گران برآمده اند

عنان سوختگان را گرفتن آسان نیست

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه