درد سر هجر از سر ما، کم شدنی نیست
آنگونه که وصل تو، فراهم شدنی نیست
دل بی تو بدنیا نتوان بست و، نبندیم
بنیاد سر آب که محکم شدنی نیست
جاداشت گر از دیده دلم دوش کمک خواست
بی آب، گلستان خوش و خرم شدنی نیست
چون عمر رود باز نگردد دگر ای دل
آنسان که صفر ماه محرم شدنی نیست
خم کن سر طاعت به جوانی، که در این باغ
نخلی که کهن گشت، دگر خم شدنی نیست
با یار محبت شدن و پیروی غیر
این روغن و آبی است که در هم شدنی نیست
یکرنگی و مردانگی و کسب فضایل
عیشیست که تبدیل به ماتم شدنی نیست
با منکر عشق از صفت حسن چه گوئی؟
حیوان زبان بسته که آدم شدنی نیست
رویت نتوان کرد مجسم ببر چشم
جان در بر انظار مجسم شدنی نیست
بیهوده چرا هر که زند لاف تجرد؟
هر بی پدری عیسی مریم شدنی نیست
تا فکر پریشان بود از بهر تو (صابر)
ملک سخن امروز منظم شدنی نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان حسی عمیق از جدایی و عشق میپردازد. شاعر میگوید که درد فراق هرگز کم نمیشود و وصال معشوق نیز به سادگی ممکن نیست. او اشاره میکند که دل بدون معشوق نمیتواند زندگی کند و مانند آبی که به گلستان حیات میدهد، عشق نیز ضروری است. زندگی گذراست و مانند یک ماه صفر، هیچ چیز در آن بازنمیگردد. همچنین بر این نکته تأکید میکند که پیوند واقعی با دیگران به آسانی امکانپذیر نیست و محبت حقیقی نمیتواند با دوگانگی همراه باشد. در نهایت، از ناتوانی کسانی که در جستوجوی عشق حقیقی هستند و خدمت به آن را درک نمیکنند، انتقاد میکند. این شعر با استفاده از تصاویر و تمثیلهای زیبا، احساس عمیق ناامیدی و وفاداری در عشق را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: رنج و ناراحتی ناشی از جدایی از تو هرگز کمتر نخواهد شد، همانطور که پیوستنت به من هرگز امکانپذیر نیست.
هوش مصنوعی: دل بدون تو نمیتواند به دنیا وابسته باشد و ما نباید بنیاد زندگی را در آبی بنا کنیم که محکم شدنی نیست.
هوش مصنوعی: اگر دلم دیشب از چشمم یاری میخواست، زندگی بدون آب نمیتواند گلستان خوشی و سرسبزی به وجود آورد.
هوش مصنوعی: ای دل، همچنان که دیگر بار به صفر ماه محرم نمیتوان بازگشت، عمر نیز همچون آب رفته به جوی برنمیگردد.
هوش مصنوعی: با جوانی خود را خضوع و فروتنی نشان بده، زیرا در این زندگی، درختی که دیگر بزرگ و کهن شده، دیگر نمیتواند انعطافپذیر باشد.
هوش مصنوعی: دوست داشتن و دل داده شدن به معشوق، چیزی است که نمیتوان آن را با هیچ چیز دیگری عوض کرد؛ مانند روغن و آب که هرگز با هم مخلوط نمیشوند.
هوش مصنوعی: داشتن صداقت و مردانگی و تلاش برای کسب فضایل، لذتی است که هیچگاه به غم و اندوه تبدیل نمیشود.
هوش مصنوعی: با کسی که به عشق اعتقادی ندارد، از ویژگیهای زیبایی چه صحبت کنی؟ چون مانند حیوانی است که هرگز نمیتواند به انسان تبدیل شود.
هوش مصنوعی: چهرهات را نمیتوان به صورت واقعی دید، تنها با چشم دل میتوان تو را در برابر دیدهها تصور کرد، اما چنین تصویری واقعی نخواهد بود.
هوش مصنوعی: چرا بیخود کسانی خود را به بینیازی و زهد میزنند؟ هر کس که بیپدر باشد نمیتواند به مقام عیسی مریم برسد.
هوش مصنوعی: تا زمانی که ذهن من به خاطر تو در هم و برهم باشد، نظم و ترتیب بر کلام من حاکم نخواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
قسم تو اگر بیش بود کم شدنی نیست
ور کم بود افزون تر از آن هم شدنی نیست
با دست قضا پنجه مزن خواجه بدین دست
بازو چه کنی رنجه، کمان خم شدنی نیست
دانی که چه مقصود بود بیخردان را؟
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.