گنجور

شمارهٔ ۲۵

 
حافظ
حافظ » اشعار منتسب
 

ای زشرم عارضت گل کرده خوی

بر عرق پیش عقیقت جام می

ژاله بر لاله است یا برگل گلاب

یا بر آتش آب یا بر روت خوی

میشد ا زچشم آن کمان ابرو و دل

از پی اش می رفت و گم می کرد پی

امشب از زلفت نخواهم داشت دست

رو موذن بانگ می زن گو که حی

چون بین عامر بسی مجنون شوند

گر برون آید شبی لیلی زحی

نی دمی لب بر لب مطرب نهاد

چنگ را در زیر ناخن کرد پی

چنگ را بر دست مطرب نه دمی

گو رگش بخراش و بخروشش زپی

عود بر آتش نه و منقل بسوز

غم مدار از شدت سرمای دی

آنکه بهر جرعه ای جان می دهد

جامه زو بستان و جامی ده به وی

ب تو زین پس اگر فلک خواری کند

باز گو در حضرت دارای ری

خسرو افاق بخش آن کر سخاش

نامه حاتم زنامش گشت طی

جام می پیش آرو چون حافظ مخور

غم که جم کی بود یا کاووس کی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ به خط سلطانعلی مشهدی با تصاویر حاشیهٔ افزوده در دورهٔ گورکانی هند » تصویر ۱۹۲

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی