گنجور

قطعه شمارهٔ ۱۸

 
حافظ
حافظ » قطعات
 

زان حبه خضرا خور کز روی سبک روحی

هر کاو بخورد یک جو بر سیخ زند سی مرغ

زان لقمه که صوفی را در معرفت اندازد

یک ذره و صد مستی یک دانه و صد سیمرغ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

میلاد آزرده نوشته:

حبه ی خضرا؟ :حافظ اشاره دارد به گیاه شاهدانه و ایجاد اشتهای کاذب آن(بخورد یک جو بر سیخ زند سی مرغ) و کاری که با انسان میکند(ذهن درگیر است انسان به هر چه فکر میکند ) و همچنین قدرت این گیاه که ذره ای از آن اینگونه دگرگون کننده است و پرندگان که با خوردن دانه ی کوچک این گیاه چنان مستی میکنند که گویی صد سیمرغ

👆☹

مرتضی نوشته:

خوردند همه رندان هر چیز که بود اینجا …….بر روی نیاوردن کین حاصل یک عمر است.

👆☹

سهیل قاسمی نوشته:

من عجیب می‌دانم انتساب این قطعه را به حافظ. نه که تعصب خاصی داشته باشم که بله حافظ اهل این حرف‌ها نبوده و… منتها در مضامین قریب به پانصد غزل حافظ، هرگز اشاره به حبه خضرا و… نشده. چه طور است که در یک قطعه چنین مضمونی بگوید؟ وانگهی… حافظ در اشعارش از می گفته. و می با حبه خضرا سازگاری ندارد…

👆☹

علی نوشته:

واژه سیخ تنها در این اثر استفاده گردیده است

👆☹

علی نوشته:

حبه ٔ خضرا
لغت‌نامه دهخدا
حبه ٔ خضرا. [ ح َب ْ ب َ ی ِ خ َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بنگ . چاتلانقوش . گیاه بنگ . (شرفنامه ٔ منیری ). حبةالخضراء. کسبور. رجوع به حبةالخضراء و بنگ شود

اطلاعات بیشتر واژه
واژه حبه ٔ خضرا
معادل ابجد ۱۶۱۶
تعداد حروف ۸
نمایش تصویر حبه ٔ خضرا
حبه ٔ خضرا. [ ح َب ْ ب َ ی ِ خ َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بنگ . چاتلانقوش . گیاه بنگ . (شرفنامه ٔ منیری ). حبةالخضراء. کسبور. رجوع به حبةالخضراء و بنگ شود :
زان حبه ٔ خضرا خور کز روی سبک روحی
هر کو بخورد یک جو بر سیخ زند سیمرغ .
(منسوب به حافظ).

مطالب مرتبط

چرخ خضرا
چرخ خضرا. [ چ َ خ ِ خ َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) چرخ . فلک . آسمان . سپهر : میر تو خدای

گنج خضرا
گنج خضرا. [ گ َ ج ِ خ َ ] (اِخ ) نام گنج ششم است از جمله ٔ هشت گنج خسروپرویز.

هفت خضرا
هفت خضرا. [ هََ خ َ ] (اِ مرکب ) به معنی دوم ِ هفت خزینه است که هفت آسمان باشد. (برهان ). هفت

خضرا شدن
خضرا شدن . [ خ َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) سبز شدن . سبزه شدن : آب چو نیل برکه

خضرا
خضرا. [ خ َ ] (اِخ ) نام یکی از گنجهای هفتگانه ٔ پرویز. (یادداشت بخط مؤلف ) : دگر گنج کز در

خضرا
خضرا. [ خ َ ] (اِ) چمن کاری . جایی که چمن در آن کاشته اند : چون کولکی چنان دید

منبع:

lamtakam.com/dicti…94+%D8%AE%

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام