گنجور

غزل شمارهٔ ۴۰۳

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

شراب لعل کش و روی مه جبینان بین

خلاف مذهب آنان جمال اینان بین

به زیر دلق ملمع کمندها دارند

درازدستی این کوته آستینان بین

به خرمن دو جهان سر فرو نمی‌آرند

دماغ و کبر گدایان و خوشه چینان بین

بهای نیم کرشمه هزار جان طلبند

نیاز اهل دل و ناز نازنینان بین

حقوق صحبت ما را به باد داد و برفت

وفای صحبت یاران و همنشینان بین

اسیر عشق شدن چاره خلاص من است

ضمیر عاقبت اندیش پیش بینان بین

کدورت از دل حافظ ببرد صحبت دوست

صفای همت پاکان و پاکدینان بین

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

تصاویر مرتبط در گنجینهٔ گنجور

دیوان حافظ نسخهٔ موزهٔ بریتانیا » تصویر ۳۸۲ دیوان حافظ نسخهٔ موزهٔ بریتانیا » تصویر ۳۸۳ دیوان حافظ دانشگاه پرینستون نوشته شده به تاریخ جمادی الاول ۹۲۶ هجری قمری » تصویر ۱۹۹ دیوان حافظ نسخه‌برداری شده در رمضان ۸۵۵ ه.ق توسط سلیمان الفوشنجی » تصویر ۲۱۸ دیوان لسان الغیب سنهٔ ۹۲۰ هجری قمری دارای مقدمهٔ منثور » تصویر ۲۶۵

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس نوشته:

دکتر جلالیان اعتقاد دارد این غزب در امتداد عزل زیر و در جوانی و در کوبیدن صوفیان ریاکار سروده شده است.
سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود رونق میکده از درس و دعای ما بود
نیکی پیر مغان بین که چو ما بدمستان هر چه کردیم به چشم کرمش زیبا بود
دفتر دانش ما جمله بشویید به می که فلک دیدم و در قصد دل دانا بود
از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دل کاین کسی گفت که در علم نظر بینا بود
دل چو پرگار به هر سو دورانی می‌کرد و اندر آن دایره سرگشته پابرجا بود
مطرب از درد محبت عملی می‌پرداخت که حکیمان جهان را مژه خون پالا بود
می‌شکفتم ز طرب زان که چو گل بر لب جوی بر سرم سایه آن سرو سهی بالا بود
پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان رخصت خبث نداد ار نه حکایت‌ها بود
قلب اندوده حافظ بر او خرج نشد کاین معامل به همه عیب نهان بینا بود

👆☹

مسعود هوشمند نوشته:

دست بدار ای فلک زرق ساز
ز آستیِ کوته و دست دراز
نظامی.مخزن الاسرار

👆☹

رضا ساقی نوشته:

شراب لَعل کَش وروی مَه جبینان بین
خلاف مذهب آنان جمال اینان بین
لَعل: سرخ رنگ مانند یاقوت
کَش: سربکش، بنوش
مَه جبینان: زیبارویانی که پیشانیهایشان مثل ماه می درخشد.
خلافِ مذهبِ آنان: برخلاف شیوه و روشِ‌ آنها. امّا منظورازآنان واینان کیست؟
باتوجّه به بیت بعدی، چنین به نظرمی رسد که حافظ دراین غزل زهد وکردارریاکارانه ی صوفیان رادریک کفه ی ترازو وجمال وچهره ی مه جبینان را درکفه ی دیگرنهاده تا مخاطبین غزل آزادانه قضاوت کنند ودست به انتخاب بزنند. بنابراین “آنان” اشاره به زاهدان عبوس وتندخو و صوفیان ریاکار، و”اینان” اشاره به مه جبینان درمصرع اوّل می باشد.
جمال: زیبایی وجاذبه ،خوشگلی
معنی بیت: شراب ناب سرخ رنگ بنوش و جمال وچهره ی زیبارویان راتماشاکن ببین که برخلاف راه ورسم ومسلکِ صوفیان متظاهر، این مه جبینان چقدرزیبا وجذّاب وخوشگل هستند.
برجهان تکیه مکن ورقدحی مِی داری
شادی زهره جبینان خورونازک بدنان
به زیردَلق مُلَمّع کمندها دارند
درازدستی این کوته آستینان بین
دَلق: خرقه،لباس مخصوص صوفیان
ملَمّع: رنگارنگ،خرقه ای که ازتکّه پارچه های گوناگون دوخته می شد.
“کمند” دراینجا کنایه ازدام وتزویرواسباب نیرنگ است.
درازدستی: کنایه از متجاوزبودن است.
کوته آستینان: خرقه های صوفیان اغلب دارای آستین ِ کوتاه بودند. “درازدستی وخرقه ی آستین کوتاه” بیانگراین نکته ی ظریف هست که ظاهر وباطن صوفیان یکی نیست و خرقه ی پاکدامنی نیز بااندام ناموزون آنان همخوانی ندارد.
معنی بیت: صوفیان ِ حُقّه باز به رغم آنکه خرقه های آستین کوتاه برتن دارند دارای دستانی متجاوز ودرازهستندوبه هرچیزی حتّا چیزهایی که مربوط به آنان نمی شود دست درازی می کنند. اینها درزیرخرقه بندهایی برای به دام انداختن ساده لوحان دارند وکارشان فریب مردم وحفظ منافع شخصیست.
صوفی پیاله پیما حافظ قرابه پرهیز
ای کوته آستینان تاکی درازدستی؟
به خرمن دو جهان سر فرو نمی‌آرند
دماغ وکِبرگدایان وخوشه چینان بین
خرمنِ دو جهان: نعمتهای دو جهان به خرمن تشبیه شده است.
سر فرو نمی آرند: قانع وسیر نمی شوند.
دِماغ: دراینجا کنایه از غرور وزیاده خواهی
خوشه چینان: ریزه خواران، کنایه از صوفیانِ زیاده خواه که بظاهر وانمود به زهد و قناعت می کنند امّا طمع برنعمتهای دوجهان دارند وهرگزقانع نمی شوند.
معنی بیت: حرص وطمع ِ زهد پیشه کنندگانِ متظاهر را که کشکول گدایی نیز بدست گرفته اند ببین چه اشتهای سیری ناپذیری دارند ببین چگونه به نعمتهای دوجهان قانع نیستند؟
صوفی شهربین که چون لقمه ی شُبهه می خورد
پاردُمش درازباد این حیوان خوش علف
بهای نیم کِرشمه هزارجان طلبند
نیاز اهل دل و ناز نازنینان بین
دراینجا حافظ روی سخن را به طرف کفه ی دیگرترازو گرفته وازویژگیهای مَه جبینان سخن می گوید.امّا ظاهراًحافظ از ناز وغرور مه جبینان نیززیاد دل خوشی ندارد!
معنی بیت: مه جبینان درقبال یک اشاره ی ریزدلبرانه هزارجان عاشق راطلب می کنند! ببینید نیازعاشقان(نیم کرشمه) چقدر کم ودرخواست نازنینان(هزارجان) چقدرزیاد است؟ این ناز واین نیاز ناهمخوانست وبایکدیگر درنمی گیرد.
درنمی گیرد نیاز ونازما باحُسن دوست
خرّم آن کزنازنینان بخت برخوردارداشت.
حقوق صحبت ما رابه باد داد وبرفت
وفای صحبت یاران و همنشینان بین
معنی بیت: مابامعشوق خاطرات زیادی داشتیم او حق صحبت مارانگاه نداشت وهمه رابرباد سپرد امّا ماعاشقان همچنان اورا دوست داریم وبه عهد وپیمانمان پایبند مانده ایم. بی وفایی معشوق راببین ووفاداری عاشقان را.
بسوخت حافظ ودرشرط عشقبازی او
هنوز برسرعهد ووفای خویشتن است
اسیرعشق شدن چاره ی خلاص من است
ضمیر عاقبت اندیش پیش بینان بین
ضمیر: اندیشه، باطن.
پیش بینان: آینده نگرها
معنی بیت: گرفتاری درکمندعشق تنها راه به آزادی رسیدن من است من بدون عشق اسیر ودربندم لیکن باکمندعشق احساس رهایی می کنم ببین من ِ عاقبت اندیش چگونه می اندیشم وچگونه پیش بینی می کنم.
کدورت ازدل حافظ ببردصحبت دوست
صفای همّت پاکان و پاکدینان بین
کدورت: تیرگی وگرفتگی دل
همّت: اراده،نیّت
پاکدینان: آنانکه راه وروش ومرام پاکی دارند
معنی بیت: سرانجام معشوق ازدرآشتی درآمد وبامن صحبت کرد وتیرگی وگرفتگی دلم برطرف شد ببین آنانکه راه ورسم پاکی پیش گرفته اند چگونه با اراده وهمّتِ پاک نتایج مطلوب می گیرند.
درطریقت رنجش خاطرنباشد می بیار
هرکدورت راکه بینی چون صفایی رفت رفت

👆☹

ساغر