گنجور

غزل شمارهٔ ۳۶۳

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

دردم از یار است و درمان نیز هم

دل فدای او شد و جان نیز هم

این که می‌گویند آن خوشتر ز حسن

یار ما این دارد و آن نیز هم

یاد باد آن کو به قصد خون ما

عهد را بشکست و پیمان نیز هم

دوستان در پرده می‌گویم سخن

گفته خواهد شد به دستان نیز هم

چون سر آمد دولت شب‌های وصل

بگذرد ایام هجران نیز هم

هر دو عالم یک فروغ روی اوست

گفتمت پیدا و پنهان نیز هم

اعتمادی نیست بر کار جهان

بلکه بر گردون گردان نیز هم

عاشق از قاضی نترسد می بیار

بلکه از یرغوی دیوان نیز هم

محتسب داند که حافظ عاشق است

و آصف ملک سلیمان نیز هم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

حسام الدین سراج » شرح فراق » شرح فراق

شهرام شعرباف » اوهام در آزادی » حافظ عاشق است

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » مذهب رندان اجرای خصوصی محمدرضا شجریان و محمد موسوی

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

علیرضا نوشته:

به نظر میرسد شیوه نگارش زیر صحیحتر باشد:
…دوستان در پرده می‌گویم سخن
گفته خواهد شد به دلستان نیز هم…

امیرمسعود نوشته:

با سپاس فراوان از زحمات شما بزرگواران که در صیانت از شعر و ادب پارسی تلاش بسیار نموده اید، مصرع اول بیت چهارم را در نسخ قدیمی اینگونه دیده ام که با مصرع دوم این بیت همخوانی بیشتری دارد: “داستان در پرده می گویم ولی”
ضمنا بیت ماقبل آخر این غزل زیبا در اغلب نسخه های جدید حذف گردیده که در صورت تایید لطفا اضافه فرمایید:
خون ما آن نرگس مستانه ریخت
وان سر زلف پریشان نیز هم

جعفر ابراهیم پور نوشته:

از نظر معنایی اگر جای دو بیت اوّل جابجا شود موقوف المعانی هستند و صحیح تر و زیباتر می باشند, چنانچه در برخی نسخ چاپ شده است

جعفر ابراهیم پور نوشته:

عذر می خوام .منظور دو بیت آخر می باشد

ناشناس نوشته:

سعدی می فرماید به ازروی زیباست اوازخوش که این حظ نفس است وان قوت روح ایادربیت دوم منظور حافظ ازاین که می گویند ازحسن خوشتراست اواز خوش نیست

اینجانب نوشته:

در پاسخ جناب ناشناس. بیت سعدی را یافته اید و زیرکانه با بیت حافظ تطبیق داده اید واقعا جالب توجه است اما تصور نمی شود حافظ به این شکل معمایی سروده باشد تا کلیدش را در دیوان سعدی بیابیم آن در مصراع اول ضمیر اشاره نیست‏ اسم است. همان مفهوم ملاحت است که در جاهای دیگر نیز با همین لفظ آن از آن یاد می کند مثل بنده طلعت آن باش که آنی دارد.

فرزاد شهرازیان نوشته:

در پاسخ به آقای ابراهیم پور باید گفت ترتیب دو بیت اول به شکل فعلی مناسب تر است چرا که اگر دقت شود از نظر معنایی باید بیت اول گفته شود تا بتوان به بیت دوم اشاره کرد

1101 نوشته:

خیلی قشنگه مخصوصابیت۸ وزنشم زیباست

جواد نوشته:

دستان مخفف داستان هست.

همچون این بیت از خود حافظ
راز سربسته ی ما بین که به دستان گفتند
هر زمان با دف و نی بر سر بازار دگر

شهرام یاری نوشته:

اعتباری نیست بر کار جهان
بلکه بر گردون گردان نیز هم

ramin yousefi نوشته:

درد و درمان هر دو جاری می شوند
وصل و هجران نیش ماری می شوند
خاطرات و درد …گر درمان شوند
بی کلک دان ، آنچه خواهی می شوند
درد و درمان با من ِ گوشه نشین
بازی با دل می کنند رافت و کین
دوستان در پرده می گویند سخن
از من و سوز و گداز ِ انجمن
عاشق دلداده را این زندگی
چون حصار است، زنده باد پویندگی
از جمادی مُردَم و من نامیم
وز نما مُردَم به حیوان راضیم
بعد حیوان بین که من آدم شدم
جفت بدحالان و خوش¬حالان شدم
آخر این سیر را در بندگی
تو بپندار سیرم من از زندگی
من ز مردن باز بالا می روم
سوی رب ِ لایزالَم می روم
بشنو از نی این حکایت های ماست
عاشق رب شو ولی بی کم و کاست (ر.یوسفی)

کسرا نوشته:

تشکر ویژه از جناب حافظ بابت این شعر آسمونی…
به امید این بیت هنوز نفس میکشم..
چون سر آمد دولت شب‌های وصل
بگذرد ایام هجران نیز هم…

کسرا نوشته:

هر دو عالم یک فروغ روی اوست…

علی نوشته:

دستان به معنی سرود و نغمه هم هست که به نظر میرسد این معنی مناسب تر باشد.

علی نوشته:

در مورد پیشنهاد علیرضا برای تصحیح نیز باید بگویم که با جایگزینی پیشنهاد ایشان وزن به هم میخورد.

سینا نوشته:

سید حسام الدین سراج به زیبایی این شعر رو با عنوان شرح فراق اجرا کردن

محمد نوشته:

سلام بعد از بیت اول این بیته :

خال او حالم پریشان می کند

و آن سر زلف پریشان نیز هم

مهرداد نوشته:

علیرضا جان دلستان وزن رو خراب میکنه این همون دستان هستش.
و فکر می کنم مخفف داستان هم نیست.
.
در قدیم به سیم ساز وتر و به پرده دستان می گفتند.
.
من فکر میکنم منظورشون همونطور که علی آقا گفتند
به منظور نغمه و سرود آهنگ هستش

وفایی نوشته:

شرح سودی بر حافظ ، جلد سوم :
دوستان در پرده می گویم سخن
گفته خواهد شد به دستان نیز هم
یعنی : “ای دوستان ، سخن را در خفی و پنهانی می گویم . لیکن آشکارا هم گفته خواهد شد فرق نمی کند چه به صورت افسانه و چه به شکل قصه بالاخره ظاهر خواهد شد مراد از دستان ، ظهور می باشد . یعنی سر عشق مستور نمی ماند و آشکار می شود .”
( البته همانطور که ذکر کردم ، این ترجمه من نیست . من فقط از استاد سودی نقل قول کردم )

ناصر نوشته:

دستان همان هزار دستان است که به بلبل اطلاق می شود و نقش وی در ادبیات فارسی جاسوسی و سخن چینی است

کانال رسمی گنجور در تلگرام