گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۱

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

درآ که در دل خسته توان درآید باز

بیا که در تن مرده روان درآید باز

بیا که فرقت تو چشم من چنان در بست

که فتح باب وصالت مگر گشاید باز

غمی که چون سپه زنگ ملک دل بگرفت

ز خیل شادی روم رخت زداید باز

به پیش آینه دل هر آن چه می‌دارم

بجز خیال جمالت نمی‌نماید باز

بدان مثل که شب آبستن است روز از تو

ستاره می‌شمرم تا که شب چه زاید باز

بیا که بلبل مطبوع خاطر حافظ

به بوی گلبن وصل تو می‌سراید باز

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » درد عشق – اجرای خصوصی شجریان و موسوی – ماهور

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » شب هجران – اجرای خصوصی شجریان، یاحقی و پایور

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمدامین احمدی فقیه نوشته:

سلام و درود
از این غزل در ترجمه آیات ۶۱ حج و ۲۹ لقمان و ۱۳ فاطر و ۶ حدید بهره بردم.

کمال نوشته:

باسلام دراین شب پاءیزی
فالی درمدح این غزل:
ای صاحب فال، آخرآروزهای سختی و
ناامیدی به پایان خواهدرسید.امیدوار،،
باش درپی این روزها،لحظات ،،،،،،،،،،،،،،،،،،
خوشبختی خواهدآمد.بایدبه رحمت،،،،
خداوندامیدوارباشی،برای تهذیب،،،،،،،،،
نفس وایجادارتباط بیشترباحضرت حق
تلاشت رابیشترکن ووقتی که آنگونه ،،،،
که لازم است خودراآماده دیدی رازهایی
برایت آشکارخواهدشد.

مریم نوشته:

“بدان مثل که شب آبستن است روز از تو
ستاره می شمرم تا که شب چه زاید باز”
نمیشه این بیت رو به این شکل معنا کرد!؟ ؛
شبها ستاره میشمرم(اشک میریزم) و انتظار میکشم تا ببینم شب چه می زاید.زیرا که شب، روز را از تو آبستن است.
برداشتی که من داشتم اینه که ؛ من ستاره نمیشمرم(انتظار نمیکشم)که ببینم روز چگونه از شب متولد می شود، اصل این انتظار برای این است که ببینم شبی که روز را از “تو” آبستن است چه می زاید.

حسین نوشته:

با سلام . فکر نمیکنم انتظار شب برای دیدن صرف روز باشد چون در پایان بیت کلمه باز آمده است . یعنی این اتفاق قبلا هم افتاده و هر بار که روشنایی روز می آید معلوم میشود که اینبار تاریکی شب آبستن چه چیزی بوده است . کل یوم هو فی شان

شاهد نوشته:

بدان مثل که شب آبستن است روز از تو
ستاره می‌شمرم تا که شب چه زاید باز

رخدادهای روزانه فرزند مادری به نام روزگار و پدری به نام عامل انسانی هستند. فکرها و ایده‌هایی که شب‌هنگام در سر می‌پرورانیم به مثابه آبستن کردن آن مادر است و فردا روزگار فرزندی را که از تو آبستن شده به دنیا خواهد آورد. هر کس مایل است فرزند خود را ببیند اما تا زمان به دنیا آمدن آن رخدادها باید صبر کرد و ستاره شمردن کنایه از صبر کردن و انتظار کشیدن قبل از دیدن فرزند است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام