گنجور

 
میرزا حبیب خراسانی

خیل انده ز جای برد مرا

شیر اندیشه پاک خورد مرا

بفشار این خرد بمشت جنون

که خرد سخت بر فشرد مرا

دفتر فضل و علم بر هم نه

بازگو از حسین کرد مرا

بسپار این خرد بدست جنون

که باندوه و غم سپرد مرا

می صافت بخم گر اندر نیست

جام لبریز کن ز درد مرا

نیز دیوانه تر بخوانش از من

آنکه فرزانه میشمرد مرا

 
 
غزل – کتابخانه و آموزش شعر فارسی
طالب آملی

شوق او ساخت کوچه گرد مرا

کرد سر در هوا چو گرد مرا

نفسی کس نزد غبار آلود

که نیاورد دل بدرد مرا

زعفرانی نسود دست سپهر

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه