چه شده باز چه افتاده مرا
بند بر پای که بنهاده مرا
از سرای دل و از منزل جان
سوی این ده که فرستاده مرا
کیستم چیستم از بهر چه ام
چه فتادست چه رو داده مرا
دل من از فلک ساده بود
کی برد دل بتک ساده مرا
خورده ام باده زخم ازلی
کی برد اندوه و غم باده مرا
از نژاد خردم سوی خرد
بازگردم که خرد زاده مرا
مگر از بند غم آزاد کند
صحبت مردم آزاده مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساساتی عمیق و سوالاتی existential سخن میگوید. او از حالتی دوگانه و سردرگمی رنج میبرد و میپرسد که چه بر او گذشته و چرا به این حالت درآمده است. شاعر به جستجوی هویت و هدف خود میپردازد و از بند و زنجیری که بر پای اوست، شکایت میکند. او دلش را سادگی میداند که از آن دچار درد و اندوه شده است و میخواهد از غم آزاد شود. در نهایت، او آرزو دارد که با صحبت کردن و ارتباط با انسانهای آزاد، بتواند از این بند رهایی یابد.
هوش مصنوعی: چه شده است که دوباره من را گرفتار کردهاند، مانند این که مرا به زنجیر بستهاند؟
هوش مصنوعی: به سوی این ده که مرا فرستادهاند، از خانه دل و از محل جان حرکت میکنم.
هوش مصنوعی: من کی هستم و چه کسی هستم، به چه دلیلی هستم، چه اتفاقی برایم افتاده و چه چیزی مرا به این سمت کشانده است؟
هوش مصنوعی: دل من ناگهان از زمین و زمان ساده و بیغش بود، اما چطور دل مجنون و بیخبر مرا ربود؟
هوش مصنوعی: من از شراب عشق شفا یافتهام، چگونه میتواند غم و اندوه مرا بزداید؟
هوش مصنوعی: من از ریشهی خرد خود به سمت خرد بازمیگردم، زیرا خرد است که مرا به وجود آورده است.
هوش مصنوعی: آیا صحبت کردن با انسانهای آزاد میتواند مرا از غم و ناراحتی خلاص کند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.