عمرت ایخواجه گرچه بر گذر است
نیک بشمر که چون درست زر است
گر درست زرت عزیز بود
بخدا عمر از آن عزیزتر است
خواجه چون سیم و زر شمار کند
عمر وی نیز در خور شمر است
نیمی از عمر ناشمار گذشت
خواجه در فکر نیمه دگر است
این گرانمایه عمر را هر کو
خوار مایه گرفت بی هنر است
مرد بیدار دل چنین داند
که بگیتی هماره در سفر است
دنییش راه و آخرت منزل
سوی منزل همیشه ره سپر است
نفسش گام و ساعتش فرسخ
هر شب و روز منزلی دگر است
وقت را سیف قاطع آوردند
که ز تیغ برنده تیزتر است
چه بود فرق آدمی ز ستور
آدمیت اگر بخواب و خور است
از خور و خواب هر که آدمی است
آدمی مشمرش که گاو و خر است
اینهمه بار چون بدوش کشد
خواجه بیخرد که یک نفر است
دلی و صد هزار گون تشویش
سری و صد هزاران گون فکر است
در دلش هر چه بگذرد اسف است
بر لبش هر چه میرود اگر است
دل مخوان کاخ لیت و لعل است
سر مگو کوی بو که و مکر است
نه دل است این که صد خرابه ده است
نه سراست این که یک طویله خر است
اینسخن سست و خوار مایه مگیر
که سخن نیست رشته گهر است
من چو ابرستم این سخن باران
تو صدف باش گوشت ارنه کراست
بنده پیر میفروش استم
که گدایش گدای معتبر است
شیخ با آن بزرگی دستار
همتش سخت خرد و مختصر است
نشنیده است با همه دانش
این سخن کز لب پیامبر است
علم چون با عمل نشد انباز
بمثل چون درخت بی ثمر است
باغبان افکند بسوختنش
هر کجا شاخ کش نه باروبراست
هر کجا بارگاه میر و وزیر
شیخ دائم چو حلقه اش بدر است
بس فرو برده لقمه های حرام
نش دعا نش نماز را اثر است
شکمش همچو آتش دوزخ
که بهل من مزید پر شرر است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به اهمیت و ارزش عمر انسان اشاره میکند. او تأکید میکند که عمر از زر و سیم نیز با ارزشتر است و نباید آن را بیارزش شمرد. عمر مانند سفری دائمی است که هر لحظه به منزلی جدید میرسیم و باید از آن به درستی بهره ببریم. شاعر یادآور میشود که خواب و خوراک نمیتواند انسان را بیبهار کند و اگر کسی به این امور فقط بپردازد، از حیوانات هم کمتر است. او به بیداری دل و تفکر عمیق اشاره میکند و میگوید که بدون عمل، علم بیفايده است. در پایان، به قشرهای مختلف جامعه و رفتارهای نادرست برخی افراد اشاره کرده و نقد میکند که بسیاری از آنها بهجای تزکیه درون، به صورت ظاهری مشغولاند و افکار و دلشان از معنویت خالی است.
هوش مصنوعی: عمر تو ای آقا، هرچند که در حال گذر است، خوب به حسابش برس که همچون طلا باارزش است.
هوش مصنوعی: اگر زرت دلت عزیز و گرامی باشد، به خدا میگویم که عمر از آن عزیزتر است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که اگر کسی مانند خواجهها به پول و ثروت اهمیت بدهد، باید به زندگیاش نیز به اندازه آن ثروت ارزش قائل شود. در واقع، زندگی و عمر او هم باید به همان اندازهای که به داراییهایش توجه میکند، مورد محاسبه و اهمیت قرار گیرد.
هوش مصنوعی: نیمهای از زندگیام به گذشته سپری شده و اکنون خواجه در حال فکر کردن به نیمه دیگر زندگیاش است.
هوش مصنوعی: هر کس که عمر ارزشمند خود را بیهوده صرف کند و از آن به درستی بهرهبرداری نکند، بیاستعداد و بیهنر است.
هوش مصنوعی: یک مرد آگاه و بیدار میداند که زندگی در جهان همیشه در حال تغییر و حرکت است.
هوش مصنوعی: دنیا یک مسیر است و آخرت مقصدی است که همیشه در حال حرکت به سمت آن هستیم.
هوش مصنوعی: نفس او در هر لحظه مانند قدمی است که میزند و زمانش به اندازهای است که فاصلههای زیادی را طی میکند. هر شب و روز برای او مانند محلی جدید و متفاوت است.
هوش مصنوعی: زمان مانند شمشیر تیزی است که میتواند سرنوشتها را رقم بزند و از آنجایی که تأثیرش بر زندگی انسانها عمیقتر و جدیتر از هر نوع سلاحی است، اهمیت بسیار زیادی دارد.
هوش مصنوعی: آیا انسان بودن انسانها تنها به خواب و خوراک آنها محدود میشود؟ اگر چنین باشد، چه تفاوتی میان انسان و حیوانات وجود دارد؟
هوش مصنوعی: اگر کسی فقط به خوراک و خواب بپردازد و از این امور فراتر نرود، نمیتوان او را آدم واقعی دانست؛ او همانند گوساله و الاغ است.
هوش مصنوعی: این همه بار را چگونه یک فرد نادان میتواند به دوش بکشد؟
هوش مصنوعی: دل پر از نگرانیها و دغدغههای مختلف است و سر نیز پر از فکرها و اندیشههای گوناگون.
هوش مصنوعی: در دل او هر چه میگذرد، غم و اندوه است، ولی بر زبانش هر چه جاری میشود، اگرچه خوب باشد.
هوش مصنوعی: دل را به دنبال لذتها و زیباییهای فریبنده نبر، زیرا آنچه زیبا و جذاب به نظر میرسد، ممکن است در حقیقت توخالی و مملو از فریب باشد.
هوش مصنوعی: این دل نیست که به تعداد زیادی خرابه شبیه باشد، و اینجا هم خانهای نیست که تنها یک طویله خر را در خود جا دهد.
هوش مصنوعی: این کلام ضعیف و بیارزش را نگیر که این فقط یک حرف است، بلکه سخن واقعی مانند رشتهای از جواهرات ارزشمند است.
هوش مصنوعی: من مانند ابر هستم و سخن تو مانند بارانی است که بر من میبارد. تو همچون صدفی هستی که اگر به حرفهای تو گوش نکنم، پس چه چیزی میتواند مرا راهنمایی کند؟
هوش مصنوعی: من یک بنده هستم که به خرید و فروش شراب میپردازم و کسی را که درخواست میکند، گدای ارزشمندی میدانم.
هوش مصنوعی: شیخ با وجود مقام و عظمتش، ارادهاش بسیار محدود و کوچک است.
هوش مصنوعی: این حرف را هیچکس با تمام داناییاش نشنیده است که از زبان پیامبر خارج شده است.
هوش مصنوعی: علم وقتی با عمل همراه نباشد، مانند درختی بدون میوه است که هیچ سودی ندارد.
هوش مصنوعی: باغبان هر جا که دلیری و شجاعت دیده، نهال خود را میکارد و به خیال برداشت میوهاش میافکند.
هوش مصنوعی: هر کجا که دربار و مقام نهادهای قدرت و رهبری وجود دارد، نشان میدهد که آنجا همواره در حال تردد و گردهمایی افراد مهم و تاثیرگذار است.
هوش مصنوعی: لقمههای حرام تأثیر منفی بر دعا و نماز دارد و باعث میشود که این عبادات اثر نداشته باشند.
هوش مصنوعی: شکم او مانند آتش دوزخ است که همیشه در حال شعلهور شدن و زیادتر شدن است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر چه خواهیکنیکه حکم تراست
زآنکه حکمت ورای چون و چراست
تا زمین زیر گنبد خضراست
بی جهانیان جهان نیاید راست
طفل اشکم مدام در نظر است
چه توان کرد؟ پارهٔ جگر است
میرود یار و مدعی از پی
خوب و زشت زمانه در گذر است
نیکویی کن شها که در عالم
نام شاهان به نیکویی سمر است
یک صحیفه ز نام نیک ترا
بهتر از صد خزانه گهر است
هیچ نعمت چو زندگانی نیست
به خوشی نزد هر که جا نور است
منم آن کسی که زندگانی من
بی تو از روز مرگ تلخ تر است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.