گنجور

شمارهٔ ۴۹ - من محمّدیم

 
عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی » غزلیات
 

غلام حلقه بگوش رسول ساداتم

ره نجات نموده حبیب آیاتم

کفایت است ز روح رسول و اولادش

همیشه در دو جهان جمله مهمّاتم

زغیر آل نبی اگر حاجتی طلبم

روا مباد یکی از هزار حاجاتم

دلم ز حبّ محمّد پر است و آل مجید او

گواه حال من است این همه حکایاتم

چو ذرّه ذرّه شود این تنم به خاک لحد

تو بشنوی صلوات از جمیع ذرّاتم

کمینه خادم خدّام خاندان توام

ز خادمی تو دائم بود مباهاتم

سلام گویم و صلوات با تو هر نفسی

قبول کن به کرم این سلام و صلواتم

گناه بی حدّ من بین تو یا رسول الله

شفاعتی بکن و محو کن خیاناتم

هرآنکه بدتر از اونیست من از او بترم

ندانم این که بتو چون شود ملاقاتم

زنیک و بد همه دانند من محمّدیم

خلائقی که کند گوش بر مقالاتم

بگوی محیی که بهر نجات میگویم

درود سرور کونین در مناجاتم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.