گنجور

 
عبدالقادر گیلانی
 

درجهان امروز بی پروا مباش

فارغ از اندیشه فردا مباش

کشتی ای پیداکن و بنشین در او

ایمن از غرقاب این دریا مباش

غافل از احوال مظلومان مشو

بی خبر از ناله شبها مباش

درپی خود کن دعاگویان نیک

بد مکن با مردمان تنها مباش

دل بسی در جنّت و اخری مبند

بی هوای جنّت المأوی مباش

کار درویشان و مسکینان برآر

یادکن از مرگ و دردافزامباش

نیکوئی می کن ،نیکو نام شو

بد مکن مشهور در ایذا مباش

دادخواهی را چو بینی داد ده

در دکان و جاه بی سودا مباش

زیردستان را تو از پا درمیار

غرّه این فرق فرقد سا مباش

خلق را محیی تو ناصح گشته ای

پیرو این نفس بی پروا مباش

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.