گنجور

شمارهٔ ۱۳ - زلال رحمت حق

 
عبدالقادر گیلانی
عبدالقادر گیلانی » غزلیات
 

گنه کردی بگو کردیم ای دوست

که بعد از کار بد این توبه نیکوست

گنه کردن اگرچه خوی توگشت

ولی عفو گناهت هم مرا خوست

توشب بر خاک ، رو می مال ،می نال

که آن نالیدنت داریم ما دوست

نفس های گنه کاران تائب

مرا خوشبوی تراز مُشک خوشبوست

چوفضل ماست پشتیبانت ای پیر

چه غم داری اگر پشت تو دو توست

کسی کز وی بتر نبود به عالم

مرا لاتقنطوا در باره اوست

به نعمت های جنت پروری مغز

ترا بر استخوان گر خشک شد پوست

چو رحمن بر تو نیکو هست ،غم نیست

اگر شیطان بد است و با تو بد خوست

نمیرد ماهی دل محیی هرگز

زلال رحمت حق تا در این جوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام