گنجور

شمارهٔ ۹۷

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

بازآی که سینه‌ام کباب است

بی روی تو حال دل خراب است

دلگرمی من ز دیدن توست

این آینه رو بر آفتاب است

هر گوشه چشم فتنه‌بارت

طوفان کرشمه و عتاب است

مینای دلم پی شکستن

هم‌بیعت شیشه حباب است

هرگز دلم از تپش نیاسود

سیماب طلسم اضطراب است

پیداست ز شام طره تو

صبحی که سراسر آفتاب است

از پرده چشم من ز مردم

تا نقش پی تو در نقاب است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام