گنجور

شمارهٔ ۹

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

ز نقش کینه چو پاک است لوح سینه ما

به دوستی که تو هم دل بشو ز کینه ما

ز خیره‌چشمی خود سوختم که یار امروز

هنوز در عراق است از نگاه دینه ما

ز اشتیاق خدنگ تو بعد مردن هم

شود نشانه تیر استخوان سینه ما

بلا بود دل آسوده درد عشق کجاست

که سنگ تازه کند عهد آبگینه ما

امید خوش‌دلی از ما مجوی ای همدم

که عشق داده به طوفان غم سفینه ما

توانگریم ز اسباب غم چنان قدسی

که روزگار بود مفلس از قرینه ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام