گنجور

شمارهٔ ۸۸

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

گشادی طره و مشک ختن سوخت

نقاب از رخ فکندی و چمن سوخت

اسیران غمت را آتش عشق

چو تار شمع در یک پیرهن سوخت

نشستی با رقیب و من کبابم

زدی آتش به غیر و جان من سوخت

نگشتم آشنای کس ز مهرت

مرا داغ غریبی در وطن سوخت

برآمد دود از جان زلیخا

مگر یعقوب در بیت‌الحزن سوخت؟

ندارد بر جگر چون لاله داغی

دلم بر حال برگ نسترن سوخت

به عهد استوار خویش نازم

که چون قدسی دلم را در کفن سوخت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام