عشق را چون شعله غیر از سوختن دربار نیست
هرکه شد ز اهل سلامت مرد این بازار نیست
کاش یک بار افتدش بر گلشن کویت گذر
آنکه گوید سرو را پا هست چون رفتار نیست؟
ماجرای عشق چندان هست کایشان را بس است
عاشقان را پرسش روز جزا در کار نیست
غنچه از بهر صبا چیدهست بر هم برگ گل
ورنه مرغان چمن را آشیان جز خار نیست
چون گره بر رشته افتد دست دست ناخن است
بر دل آزردهام رحمی به از آزار نیست
باغ را نظارهگی چون دیده در مژگان گرفت
بلبلان را ناله تنها از جفای خار نیست
کفر و دین منسوخ گشت و عشق در کار خودست
قید عاشق همچو شغل سبحه و زنار نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ عمق و پیچیدگی عشق است. شاعر عشق را همانند شعله ای توصیف میکند که تنها به سوختن و درد و رنج منجر میشود. عاشقان در دنیای عشق، از سلامت و آرامش بیبهرهاند و در عوض، همواره در جستجوی وصال محبوب هستند. شاعر آرزو میکند که ای کاش یک بار معشوق به سراغ عاشق بیاید. او به بررسی مفهوم عشق میپردازد و میگوید که عاشقان در روز قیامت از عشق خود سوال نمیشوند. در نهایت، از وضعیت عاشقان و دشواریهای عشق میگوید و بیان میکند که کفر و دین دیگر اهمیت ندارند و تنها عشق است که اهمیت دارد. این شعر ابهامها و دردهای ناشی از عشق را به زیبایی به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: عشق مانند شعلهای است که فقط به سوزاندن و مصرف شدن میپردازد و کسی که در جمع انسانهای سالم و خوب قرار گرفته، در این دنیای پر درد و رنج جایی ندارد.
هوش مصنوعی: کاش کسی که میگوید سرو (درخت زیبای) ما پا دارد، یک بار به گلشن تو سر بزند؛ چرا که وقتی رفتار مناسبی ندارد، هیچ ارزشی ندارد.
هوش مصنوعی: ماجرای عشق آنقدر زیاد است که برای آنها کافی است و برای عاشقان در روز قیامت سوالی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: غنچه به خاطر نسیم صبح چیده شده و در کنار آن برگ گل قرار دارد، در غیر این صورت پرندگان باغ چمنزار، جایی برای زندگی جز خارها ندارند.
هوش مصنوعی: زمانی که گرهای بر رشتهای بیفتد، دیگر دست و ناخن به کار نمیآید. بنابراین، بر دل رنجور من، رحم بهتر از آزار است.
هوش مصنوعی: وقتی باغ را میبینی، انگار چشمانت را در چنگال مژگان گرفتهای. ناله بلبلان تنها به دلیل درد خار نیست، بلکه نشانههای دیگری هم دارد.
هوش مصنوعی: دیگر اعتقادات و باورهای قدیمی بیارزش شدهاند و تنها عشق اهمیت دارد. ارتباط عاشق با معشوق مانند استفاده از زنجیر یا تسبیح نیست که وابسته به قواعد خاصی باشد. عشق آزادی بسیاری به همراه دارد و فراتر از محدودیتهاست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اندرین گیتی به فضل و رادی او را یار نیست
جز کریمی و عطا بخشیدن او را کار نیست
تیز بازاری همی بینم سخا را نزد او
اینت بازاری که در گیتی چنین بازار نیست
از پی نام بلند و از پی جاه عریض
[...]
جز جفا با اهل دانش مر فلک را کار نیست
زانکه دانا را سوی نادان بسی مقدار نیست
بد به سوی بد گراید نیک با نیک آرمد
این مر آن را جفت نی و آن مر این را یار نیست
مرد دانا بدرشید و چرخ نادان بد کنش
[...]
روز محشر عاشقان را با قیامت کار نیست
کار عاشق جز تماشای و صال یار نیست
از سر کویش اگر سوی بهشتم می برند
پای ننهم که در آنجا وعدهٔ دیدار نیست
روز کوشیدن چو تیغت شیر جان او بار نیست
روز بخشیدن چو کفت ابر گوهر بار نیست
نابریده تیغ تو روز وغا پولاد نیست
نابسوده کف تو روز عطا دینار نیست
در خور گفتار هرکس مر ترا گفتار نیست
[...]
ذوالجلال است آن که در وصف جلالش بار نیست
هرچه خواهد آن کند کاری برو دشوار نیست
ملک او را ابتدا و انتها و عزل نیست
ذات او را آفت و کیفیت و مقدار نیست
آن خداوندی که هست او بینیاز از بندگان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.