گنجور

 
قدسی مشهدی

ز ایمان همتی چون آن نگار چین شود پیدا

که از هر چین زلفش رخنه‌ای در دین شود پیدا

ز حسن ساده گل داغ خواهد شد دل بلبل

چو گرد عارض خوبان خط مشکین شود پیدا

چو زلف عنبرافشان صبحدم در باغ بگشایی

ز شبنم خال مشکین بر رخ نسرین شود پیدا

بتی دارم که بر خورشید اگر سیلی زند حسنش

عجب نبود میان روز اگر پروین شود پیدا

سراپا لب شود ماه نو و بوسد رکابش را

چو خورشید جهانگردم ز پشت زین شود پیدا

به فکر صورت خوبان چو قدسی نکته پردازد

ز لفظ ساده‌اش صد معنی رنگین شود پیدا

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
قدسی مشهدی

کجا در غربتم یک همدم دیرین شود پیدا؟

به جز شمعم که گاهی بر سر بالین شود پیدا

به گوش منصفان کافی بود صاحب طبیعت را

اگر در صد غزل یک مصرع رنگین شود پیدا

قیامت باشد آن روزی که خورشید و نگار من

[...]

فروغی بسطامی

نگارم گر به چین با طرهٔ پرچین شود پیدا

ز چین طرهٔ او فتنه‌ها در چین شود پیدا

کی از برج فلک ماهی بدین خوبی شود طالع

کی از صحن چمن سروی بدین تمکین شود پیدا

هر آن دل را که با زلف دل‌آویزش بود الفت

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه