گنجور

شمارهٔ ۴۶۰

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

به دل نمی‌گذری، تا کجا گذر داری

فکندی از نظرم، تا چه در نظر داری

سرت نمی‌شود از جام صحبت ما گرم

مگر خمار ز پیمانه دگر داری؟

نماند بر سر بالین من کسی، چه شود

مرا اگر ای اجل امشب ز خاک برداری؟

نکرده‌ای مژه‌ای تر به خون ز سنگدلی

ازین چه سود که صد چشمه در جگر داری

ز بوی باده من از خویش رفتم ای ساقی

مرا ز من خبری ده اگر خبر داری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام