گنجور

شمارهٔ ۳۹۵

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

دردت به دل رسیده و از دل به داغ هم

مجلس بود به روی تو گرم و ایاغ هم

دردی عجب نشسته مرا در کمین دل

ترسم دل مرا نگذارد به داغ هم

معشوق هرکه هست در این انجمن، تویی

پروانه از برای تو سوزد، چراغ هم

بی می، ز بس گرفتگی دل درین بهار

ترسم که غنچه‌ای نگشاید به باغ هم

گر فکر شعر کم کنم، از من عجب مدار

دارم هزار فکر و ندارم دماغ هم

قدسی ز بس که آمده بودم ز دل به جان

نی بینمش به سینه، نه گیرم سراغ هم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام