گنجور

شمارهٔ ۳۹۱

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

زبان گداختم و راز عشق سر کردم

فتیله را چو فکندم، چراغ برکردم

یکی‌ست چشم و قدم در رهش، وگرنه چرا

شکستم آبله پای و دیده تر کردم؟

غم ندامت مرغ چمن ز من پرسید

که عمر در سر افغان بی‌اثر کردم

به دل جفای تو چندان که بیشتر دیدم

به سینه مهر و وفای تو بیشتر کردم

نظر به روی گل و لاله‌ام دریغ آید

ز دیده‌ای که به روی بتان نظر کردم

کباب سوخته قدسی نمی‌دهد خوناب

علاج خون دل از آتش جگر کردم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام