زبان گداختم و راز عشق سر کردم
فتیله را چو فکندم، چراغ برکردم
یکیست چشم و قدم در رهش، وگرنه چرا
شکستم آبله پای و دیده تر کردم؟
غم ندامت مرغ چمن ز من پرسید
که عمر در سر افغان بیاثر کردم
به دل جفای تو چندان که بیشتر دیدم
به سینه مهر و وفای تو بیشتر کردم
نظر به روی گل و لالهام دریغ آید
ز دیدهای که به روی بتان نظر کردم
کباب سوخته قدسی نمیدهد خوناب
علاج خون دل از آتش جگر کردم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و دشواریهای آن سخن میگوید. او به نوعی از سرگشتگی و دلتنگی خودش اشاره میکند و بیان میکند که در پی عشق، تلاش کرده است و احساساتش را با عواطفی مانند غم، وفا و محبت در هم آمیخته است. او همچنین به زیباییهای طبیعی اشاره میکند و میگوید که نظاره به زیباییهای دیگر برایش کماهمیت است در مقایسه با عشقش. در نهایت، شاعر از درد و رنجی که عشق به او داده سخن میگوید و میکوشد با این احساسات کنار بیاید.
هوش مصنوعی: به خاطر عشق، سخن را با دل بر زبان آوردم و وقتی که شعله عشق را افروختم، نور آن را به وجود آوردم.
هوش مصنوعی: از آنجا که تنها یک هدف در پیش دارم و در مسیر آن گام برمیدارم، نمیدانم چرا باید این چنین رنج و زحمت بکشم و از درد و رنج خود شکایت کنم.
هوش مصنوعی: مرغ چمن از من سوال کرد که چرا عمرم را بیفایده صرف ندامت و غم میکنم.
هوش مصنوعی: هر چقدر که به من ظلم کردی و رنج بردم، به همان اندازه در قلبم محبت و وفاداریام به تو بیشتر شده است.
هوش مصنوعی: به تماشای زیبایی گل و لاله مینشینم و افسوس میخورم از چشمی که به زیبایی مجسمهها خیره شده باشد.
هوش مصنوعی: سوخته بودن کبابی که به قدسی بودن شناخته شده، نمیتواند دلیلی برای درمان زخمهای عاطفی باشد. من از شدت سوزش درونم، درد دل خود را بیان کردم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شبِ فراق که بی رغبتی سفر کردم
نبود فایده هر چند من حذر کردم
به اختیار نکردم ز خدمتِ تو سفر
بلی ضرورتِ تکلیف بود اگر کردم
ز سوزِ سینه به هر منزلی که بگذشتم
[...]
بصبر اگرچه بسی روزها بسر کردم
دگر ربودیم از دست تا نظر کردم
بیک نظر که بکردم من از پی راحت
جراحت جگر خویش تازه تر کردم
دلم بهجر تو چون آرمیده بود چرا
[...]
چو فکر کوتهی عمر ای پسر کردم
حدیث زلف دراز تو مختصر کردم
هزار نامه نوشتم ولی از آتش دل
اگر نسوختم از آب دیده تر کردم
به روی خوب تو مایل نخواستم کس را
[...]
به یاد روی تو بر مه شبی نظر کردم
نه اینکه رفتی و رو بر مه دگر کردم
ز دست هجر تو تا دیگری بسر نکند
تمام خاک درت را ز گریه تر کردم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.