دلی از قید آسایش چو عشق آزاد میخواهم
لبی چون بلبل شوریده پر فریاد میخواهم
به غم خو کرده جانم ذوق عالم را نمیدانم
دل اندوهگین و خاطر ناشاد میخواهم
دلم چون بود آسوده، به قید عشقش افکندم
غم نوکرده جا در دل، مبارکباد میخواهم
سراپا ناله دردم، چو مرغ بال ببریده
مهیّای قفس شد مرغ دل، صیاد میخواهم
دلم با زخم بیداد تو محکم الفتی دارد
همه داد از تو میجویند و من بیداد میخواهم
دل محنتکش مارا چه باشد بیستون کندن؟
غمی دشوارتر از محنت فرهاد میخواهم
خوشم با سایه دیوار، در کوی بتان قدسی
نه گشت بوستان، نه سایه شمشاد میخواهم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از آزادی و شور عشق سخن میگوید و خواستههای خود را بیان میکند. او دلش را از آسایش و آرامش رها کرده و به عشق و دردهای آن دل بسته است. شاعر به غم و رنج خود آگاه است و میخواهد این احساسات را تجربه کند. او از نبرد با بغض و نالههایی سخن میگوید که در دلش وجود دارد و از زخمهای عشقش با افتخار یاد میکند. شاعر با وجود تمام محنتها و مشکلات، هنوز به عشق وفادار است و از خواستههایش این است که در این مسیر بار دیگر عشق و درد را تجربه کند. در نهایت، او به سایه دیوار در کوی محبوبان اشاره میکند و میخواهد در دنیایی پر از احساسات خوشحال باشد.
هوش مصنوعی: من دلی میخواهم که از خوشی و آرامش رها باشد، مانند عشقی آزاد. میخواهم لبی داشته باشم همچون بلبل که همیشه در حال نغمهسرایی و سر و صدا باشد.
هوش مصنوعی: دل من به غم عادت کرده و نمیدانم چه چیزی باعث شادابی و خوشحالی در دنیا است. در این حال، دلم پر از اندوه و ذهنم آشفته است و چیزی جز غم را نمیخواهم.
هوش مصنوعی: دل من وقتی که آرام بود، به خاطر عشقش غم جدیدی را به دل راه دادم و حالا میخواهم این احساس را جشن بگیرم و خوشحالی کنم.
هوش مصنوعی: من به شدت در درد و غم هستم، مانند پرندهای که بالهایش بریده شده و آمادهی ورود به قفس است. دل من به دنبال صیادی میگردد که آن را نجات دهد.
هوش مصنوعی: دل من به دردها و زخمهای ناشی از ظلم تو وابستگی خاصی دارد. همه از تو شکایت دارند، اما من در عوض، خواهان شدت ظلم تو هستم.
هوش مصنوعی: دل پر از درد ما چه فایدهای دارد وقتی که فرهاد تلاش کرده تا بیستون را بکند؟ من به دنبال غمی بزرگتر و سختتر از درد فرهاد هستم.
هوش مصنوعی: من در کنار دیوار سایهام را دوست دارم و در کوی معشوقان زیبایی که وجود دارد، نه باغیست و نه سایهای از درختان شمشاد را خواهانم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دلی از نقشبندی های عشق آزاد می خواهم
دلی چون نامهٔ مجنون مادر زاد می خواهم
به جانم زنده گردانی، شفایم داده بیماری
بخواهم پاره کردن اوراق یک یک، باد می خواهم
نمی سنجم ملال خویش و بهر خوشدلی هر دم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.