گنجور

شمارهٔ ۳۷۹

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

خون می‌چکد از دیده ز نظاره داغم

تا خون نشود، وا نشود غنچه باغم

پیدا نبود دل ز هجوم غم معشوق

پنهان شده از کثرت پروانه، چراغم

گر بر لبم انگشت زنی، جوش زند خون

کان غمزه ز خون کرد لبالب چو ایاغم

چون زنده کند صور سرافیل دلم را؟

گر بوی تو در حشر ندارد به دماغم

چون سبزه، ز گل تا به ابد خضر بروید

هرجا که نهد پا غم عشقت به سراغم

الماس چو تبخاله برآید ز لب مست

گر بر دهن شیشه نهی پنبه داغم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام