شب که بی روی تو از اشک دمادم سوختیم
سوختیم افزون ز هر شمعی، اگر کم سوختیم
ما اسیران محبت، شام غم، چون تار شمع
سر برون کردیم از یک جیب و با هم سوختیم
آب چشم من شب هجران کم از آتش نبود
تا به نقش پا، چو شمع از چشم پر نم سوختیم
ما و دل در عاشقی با هم نگشتیم آشنا
پیش هم بودیم و بر تنهایی هم سوختیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان درد و غم عشق میپردازد. او از شبهایی میگوید که بدون محبوبش با اشک و غم میسوزد و این سوختن را فراتر از سوختن شمع میداند. عاشقان به نوعی در غم و تنهایی مشترک هستند و به رغم حضور یکدیگر، هر کدام در دل خود رنج میکشند. او همچنین به قیاس چشمهایش با شمع و سوختن آنها در شب هجران اشاره میکند و نشان میدهد که اشکهایش به شدت شعلهور و آتشین هستند. در نهایت، شاعر از دیرآشنایی دلها در عشق سخن میگوید و بیان میکند که با وجود نزدیکی، هر دو به نوعی با تنهایی و درد هم سوختهاند.
هوش مصنوعی: شبهایی که بیحضورت به شدت گریه کردیم و اشکهایمان تبدیل به آتش شد، به اندازهی هر شمعی سوختیم، اگر هم کم سوختیم.
هوش مصنوعی: ما زیر سلطه عشق، در شب غم مانند لبهای از شمع، از یک نقطه بیرون آمده و با هم سوختیم.
هوش مصنوعی: در شب جدایی، اشک من به اندازه آتش داغ بود. همچنان که شمع با ذوب شدن مومش، به اثر پا سوختیم.
هوش مصنوعی: ما و دل در عشق با هم به آشنایی نرسیدیم، در کنار هم بودیم و هر دو در تنهایی درد کشیدیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.