لبی از زمزمه عشق، خروشان دارم
گرم آه سحرم، سینه جوشان دارم
غرضم نغمه دردست چو بلبل به وصال
گل در آغوش و لب از ناله خروشان دارم
مایه گریه ز ریش دل و داغ جگرست
چشم ازان بر ره خونابهفروشان دارم
صحبت اهل ورع، گرد ملال انگیزد
سر همدوشی میخانهبدوشان دارم
من گرفتار گرفتاری عشقم قدسی
حلقه در گوش دل از حلقهبگوشان دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و درد جدایی سخن میگوید. او از شور و شوق درونیاش مینویسد که به مانند نغمهای غمگین به گوش میرسد. دلش پر از غم و آتش عشق است و در عین حال به زیباییهای عشق هم اشاره میکند. همچنین، او به سرگشتگی و گرفتاریهای ناشی از عشق اشاره کرده و در نهایت بیان میکند که این عشق او را به حالتی عارفانه و قدسی رسانده است. شاعر به ارتباط روحی و عمیقش با معشوق و اثرات آن بر زندگیاش نیز اشاره دارد.
هوش مصنوعی: من از شور و شوق عشق، لبانی پر از نجوا دارم و در سحرگاهان، آغوشم پر از آرزو و احساسات قوی است.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و آرزویم به وصال معشوق، مانند بلبل که در آغوش گل نشسته، در دل نالهای از احساسات و دردها دارم.
هوش مصنوعی: چشمهایم پر از اشک و درد دل و زخم جگر است و من به خاطر این غمها و دلشکستگیها، همواره بر افرادی که به دنبال زخمزدن و ستم به دیگران هستند، نظارت دارم.
هوش مصنوعی: کلام افرادی که پرهیزگار هستند، باعث میشود که شور و شوق من کاهش یابد؛ من در جمع بندگان میخانه، احساس نزدیکی و همنشینی میکنم.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق گرفتار شدهام و مثل حلقهای که در گوش شیپور قرار دارد، گوش به زنگ دل خودم هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
زخمی شوق توام، سینهٔ جوشان دارم
خانه در کوچهٔ الماس فروشان دارم
کی مسلمان کندم صحبت اصحاب کرم
که در آن زمره بسی حلقه به گوشان دارم
آتش پنبهٔ گوش دگرانم کامروز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.