گنجور

 
قدسی مشهدی

لبی از زمزمه عشق، خروشان دارم

گرم آه سحرم، سینه جوشان دارم

غرضم نغمه دردست چو بلبل به وصال

گل در آغوش و لب از ناله خروشان دارم

مایه گریه ز ریش دل و داغ جگرست

چشم ازان بر ره خونابه‌فروشان دارم

صحبت اهل ورع، گرد ملال انگیزد

سر همدوشی میخانه‌بدوشان دارم

من گرفتار گرفتاری عشقم قدسی

حلقه در گوش دل از حلقه‌بگوشان دارم

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عرفی

زخمی شوق توام، سینهٔ جوشان دارم

خانه در کوچهٔ الماس فروشان دارم

کی مسلمان کندم صحبت اصحاب کرم

که در آن زمره بسی حلقه به گوشان دارم

آتش پنبهٔ گوش دگرانم کامروز

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه