ما چشم سیه بر شجر طور نداریم
جز لاله درین بادیه منظور نداریم
این طرفه که پیوسته گرفتار خماریم
با آنکه لب از می چو قدح دور نداریم
تا کام دل از خنجر قصاب نگیریم
از دامن او دست به ساطور نداریم
بی روی تو گر آینه گردیم، ملولیم
ور مهر شویم، از تو جدا نور نداریم
در سایه جغد است نشاط ابد ما
آن روز که ماتم نبود، سور نداریم
از حسرت نزدیکی خورشید، هلاکیم
هرچند که تاب نظر از دور نداریم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از نارضایتی و حسرتی که در زندگی خود دارد سخن میگوید. او بیان میکند که تنها زیباییای که از زندگی میبیند، همان لالهها در بادیه است و به دنبال لذتهای واقعی نیست. با اینکه به مینوشی علاقه دارد، اما همچنان احساس خمار و درد میکند. شاعر ابراز میکند که به خاطر عشق به معشوق، از دلخوشیها و تابش نور زندگی خود محروم است و حتی در سایههای غم، امیدی ندارد. حسرت نزدیکی به خوشبختی مانند خورشید، او را عذاب میدهد و در واقع، او به دنبال یافتن راهی برای دستیابی به رضایت و نور حقیقی است.
هوش مصنوعی: ما به درختان کوه طور نگاه نمیکنیم و تنها چیزی که در این بیابان برای ما مهم است، لالهها هستند.
هوش مصنوعی: عجب است که ما همیشه در حال خماری هستیم، با وجود اینکه هرگز از نوشیدن شراب غافل نیستیم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که از دست او به خواستهام نرسم، به هیچ وسیلهای برای رسیدن به هدفم دست نخواهم زد.
هوش مصنوعی: اگر بدون حضور تو به آینه نگاه کنیم، دچار کسالت و دلزدگی میشویم و حتی اگر در دلمان مهر و محبت تو را بپرورانیم، باز هم بیتو از نور و روشنی بیبهرهایم.
هوش مصنوعی: در روزی که غم و اندوه نیست، شادی و سرور ما در سایه جغد وجود دارد. این نشان میدهد که در شرایط نامناسب و تاریک، نمیتوانیم جشن و شادمانی داشته باشیم.
هوش مصنوعی: ما از حسرت نزدیک شدن به خورشید به شدت آزار میبینیم، هرچند که توانایی نگریستن به آن را از راه دور نداریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.