سینه تنگ و من هلاک زخم پنهان دگر
خون شو ای دل تا گشاید جای پیکان دگر
پر تامل میکند ساقی چو آمد دور ما
دور ما را ترسم اندازد به دوران دگر
آتش ما یادگارست از گلستان خلیل
در دل هر اخگرش یابی گلستان دگر
حسن اگر خواهی، مرو بیرون چو مهر از یک لباس
هر زمان بیرون مکن سر از گریبان دگر
مینماید بر سر کوی تو نقش هر قدم
از هجوم گریه من، چشم گریان دگر
ریزه سیماب را ماند دل صدپارهام
در نثار خنجرت هر پاره را جان دگر
آنکه زاهد کرده عریانش، نه ایمان است و دین
عشق دارد در لباس کفر، ایمان دگر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجی که در دل دارد صحبت میکند و احساسات عمیق خود را بیان میکند. او به سینهاش که تنگ شده و زخمهای پنهان اشاره میکند و از دلش میخواهد که به جوش آید و اشک بریزد. ساقی را توصیف میکند که در اطراف آنها تامل میکند و از هراس اینکه دور شود و به یاد آتش عشقش میافتد که از گلستان خلیل به جا مانده است. همچنین شاعر میگوید که اگر به زیبایی و عشق علاقهمند است، نباید از آن دور شود و همچنان باید به آن عشق ورزد. او از گریه و دردش به خاطر وفاداری به معشوق میگوید و در انتها به تناقضات ایمان و عشق اشاره میکند و از اینکه عشق ممکن است در لباس کفر ظهور کند، یادآوری میکند.
هوش مصنوعی: دل من پر از درد و رنج است و فضای آن تنگ شده است. حالا باید به خونریزی دوباره تن دهم تا بتوانم اثر آن زخم پنهان را از خود پاک کنم و جایی برای درد و زخم جدیدی باز کنم.
هوش مصنوعی: ساقی وقتی به دور ما میرسد، با دقت و تأمل به ما نگاه میکند. نکند که دور شدن ما در این لحظه، ما را به یاد دورانی دیگر بیندازد و احساس ترس را به ما تحمیل کند.
هوش مصنوعی: آتش ما نشانهای از باغ خلیل است و در هر ذره از این آتش، باغی دیگر را میتوان یافت.
هوش مصنوعی: اگر زیبایی میخواهی، مانند مهر، هرگز از لباس خود بیرون نرو و سر را از گریبان دیگران پنهان نکن.
هوش مصنوعی: هر قدم که به سمت خیابان تو میروم، اثر اشکهای من نمایان است و چشمانم دیگر نمیتوانند بیشتر بگریند.
هوش مصنوعی: دل پر از درد و زخم من، مانند ریزههای نقرهای است و در اثر تیرگیهای عشق، هر تکه از آن جان تازهای میطلبد.
هوش مصنوعی: کسی که به ظاهر زاهد و بینیاز شده و در واقع عمیقاً خالی از ایمان و دین است، در حقیقت عشق را در قالب کفر و خلاف مشاهده میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای زپشت ارسلان خان ارسلان خان دگر
ملکداری را نزیبد جز تو سلطان دگر
سایه یزدان توئی شاهی ترا زیبد بحق
سایه دیگر نشاید همچو یزدان دگر
خسرو غازی محمدبن سلیمان آنکه بود
[...]
ای ز رویت هر نگاهی را گلستان دگر
در دل هر ذره ای خورشید تابان دگر
وای بر من کز غرور حسن هر چین می شود
گوشه ابروی او را طاق نسیان دگر
بیقراری هرکه را پیچد بهم چون گردباد
[...]
دیده ام از گرد گلگون تو جولان دگر
در نظر کی آیدم سیر گلستان دگر
بت پرستی را هنوز امروز با من کارهاست
از خطش دیدم سواد کافرستان دگر
خوانده ام مضمون حرفش را حیات تازه ای است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.