کس کار تنک حوصله را تنگ نگیرد
آیینه که از شیشه بود زنگ نگیرد
تا عرصه مشرب نکشم باز، عنان را
جا بر دل من وسعت اگر تنگ نگیرد
آزاده دل آن است که در ترک تعلق
گر در خم نیلش فکنی، رنگ نگیرد
کی خصمی ظاهر شکند نسبت اصلی؟
چون شیشه تواند طرف سنگ نگیرد؟
آن را که اثر کرد به دل، زاری بلبل
گل چیست، که خواهد می گلرنگ نگیرد
رنگینی گلشن بود از نغمه بلبل
بیزمزمهای، بزم طرب رنگ نگیرد
آهنگ گلستان نکند باد صبا صبح
تا رخصتی از مرغ شباهنگ نگیرد
با غنچه بگویید که خون شد دل بلبل
بر خنده کسی راه چنین تنگ نگیرد
زان رنج خمارم کُشد امشب، که صراحی
بر گردن خود خون من از ننگ نگیرد
حسرت نگذارم به دل خویش چو قدسی
دامان تو گر حیرتم از چنگ نگیرد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف تجربیات انسانی و حالوهوای آزادگی و وابستگی میپردازد. او بر این باور است که هرچند شرایط دشوار به نظر میرسند، اما دل آزاده از تعلقات رنج نمیبرد و تأثیر منفی را بر خود نمیگذارد. شاعر به تصویر شیشه و سنگ اشاره میکند که اگرچه شیشه آسیبپذیر است، اما نمیتواند به سادگی شکسته شود. همچنین به نقش موسیقی و صدای بلبل در رنگ و زیبایی گلشن اشاره دارد و بر این نکته تأکید میکند که بدون صفا و طراوت نغمهها، زیبایی زندگی کمرنگ میشود. در پایان، شاعر از حسرتهایش سخن میگوید و ابراز میکند که حتی اگر در دل خود شوق و حیرت داشته باشد، آن را به دیگران نشان نمیدهد.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند به سختی و تنگی دل کسانی که کمحوصله هستند، دست بزند؛ زیرا آینه که از شیشه ساخته شده است، زنگ نخواهد زد.
هوش مصنوعی: تا وقتی که نتوانم از نوشیدنی روحانی لذت ببرم، اگر دل من تنگ شود، نمیگذارم که خودم را محدود کنم.
هوش مصنوعی: آزاده دل کسی است که حتی اگر او را از چیزهایی که به آن وابسته است جدا کنند، تحت تأثیر قرار نمیگیرد و تغییر رنگ نمیدهد. او به وابستگیها و تعلقات دنیوی اهمیت نمیدهد و همچنان آزاد و مستقل باقی میماند.
هوش مصنوعی: کیست که بتواند اصل خود را رها کند و به خصومت بپردازد؟ مثل شیشهای که چگونه میتواند در برابر سنگ مقاومت کند؟
هوش مصنوعی: کسی که عشق و تأثیر عمیقی در دلش دارد، چه اهمیتی دارد که بلبل برای گل زاری کند؟ او دیگر نیازی به شراب خوشرنگ نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: اگر بلبل نخواند، باغ با شعر و آوازش رنگی نخواهد داشت و جشن و شادی نمیتواند رنگ و بویی بگیرد.
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی برای نغمهسرایی در گلستان نمیرسد و تا وقتی که مرغ شباهنگ به آوازش ادامه دهد، اجازهای برای این کار ندارد.
هوش مصنوعی: با گل صحبت کنید که دل بلبل به خاطر یک لبخند کسی به شدت غمگین شده است و برای این احساس تنگی در دلش ندارد.
هوش مصنوعی: امشب به خاطر دردی که دارم، انگار که شراب در گلویم میچرخد و من از این شرم نمیتوانم آن را در دلم نگهدارم.
هوش مصنوعی: نمیخواهم دل خود را به حسرت بیندازم، چراکه وجود تو برایم بسیار باارزش و مقدس است، حتی اگر در حیرت به سر ببرم، این احساس نمیتواند مرا به دام بیندازد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هرگز دل عاشق ز هوس رنگ نگیرد
در کشور ما آینه را زنگ نگیرد
در ساغر امید ز بیرنگی عشقست
خونیکه لب از خوردن آن رنگ نگیرد
روزی دل از تیغ جفای تو فراخست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.