ز من ترسم عنان آن نرگس جادو بگرداند
بگردد روی بخت از من، گر از من رو بگرداند
دلم را ضعف غالب شد، ز ننگ لاغری ترسم
عنان از صید من عشق قوی بازو بگرداند
بود گر سبحه از خاکم، مسلمان بگسلد تارش
شوم گر شعله، ز آتش روی خود هندو بگرداند
نه تنها بت ز من برگشته همچون روزگار من
ز ننگ سجدهام، محراب هم ابرو بگرداند
به بازار جهان، جنس وفا را کس نمیگیرد
دلم تا کی متاع خویش را هر سو بگرداند
نسیم صبحدم هرچند باشد محرم گلشن
گر از رشکم شود آگاه، از ره رو بگرداند
به جست و جوی او هر لحظه صد ره چشم گریانم
مرا چون قطره خون بر سر هر مو بگرداند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر از ترس و اضطراب خود نسبت به تأثیر دیگری بر زندگیاش سخن میگوید. او نگران است که عشق و زیبایی محبوبش ممکن است دورش کند و بختش را از او بگرداند. احساس ناتوانی و شرم از وضعیت خود، او را آزار میدهد. شاعر همچنین اشاره میکند که حتی عبادت و سجدهاش نیز تحت تأثیر این احساسات قرار گرفته و از او دور میشود. او میگوید که هیچ کس در جهان به وفا و وفاداری اهمیت نمیدهد و دلش در جستوجوی عشق به سر میبرد، اما این جستوجو همیشه با درد و اشک همراه است. شاعر با تصاویری زیبا و احساساتی عمیق، حال و هوای ناامیدی و دلتنگی خود را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: من از ترس اینکه نرگس جادویی به من توجه نکند، احساس میکنم که بخت و شانس من هم از من دور خواهد شد اگر او از من رو برگرداند.
هوش مصنوعی: دلم به خاطر احساس ضعف و ناتوانی، از شرم لاغری میلرزد و میترسم که عشق قوی و با اراده، کنترل مرا از دست بگیرد و مرا به سمت خود بکشد.
هوش مصنوعی: اگر گردن بند من از خاک باشد، مسلمان میتواند آن را پاره کند. اگر من شعلهای باشم، هندو میتواند با چهرهام بسوزد.
هوش مصنوعی: نه تنها معبودی که به آن عشق میورزیدم از من دور شده، بلکه روزگار هم به خاطر شرم و خجالت من از سجده کردن، دیگر رویش را از من برگردانده است.
هوش مصنوعی: در بازار این دنیا، کسی به دنبال وفاداری نیست و دل من نمیداند تا چه زمانی باید به دنبال ارزشهای واقعیاش بگردد و آنها را در همه جا جستجو کند.
هوش مصنوعی: نسیم صبحگاهی هرچند که به گلستان نزدیک باشد، اگر از حسادت او باخبر شود، راه خود را منحرف میکند.
هوش مصنوعی: هر لحظه در جستجوی او هستم و چشمانم پر از اشک است. او مانند قطرهای خون بر روی هر موی سرم میچرخد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه بخت است این که داغ از سینهام پهلو بگرداند
به گلشن گر گذارم رو گل از من رو بگرداند
مبادا رو کسی زان قبلهٔ ابرو بگرداند
که کافر می شود، از قبله هرکس رو بگرداند؟
درین وادی به حسرت مردم و چشم از صبا دارم
که گردم را به گردکعبهٔ آن کو بگرداند
محبت روشناس شهر عشقم کرد و می خواهد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.