مرا هر قطرهای کز دیده در دامن فرو ریزد
شود چشمی و خون بر حال چشم من فرو ریزد
ز مهر عارض مهتاب سیمایت عجب نبود
اگر پیراهن من چون کتان از تن فرو ریزد
به یاد عارضت چون گریهام بر دیده زور آرد
به جای آب، مهر و ماه در دامن فرو ریزد
ز تاب عارض خورشیدرویان، مردم چشمم
به جای اشک خونین، اخگر از دامن فرو ریزد
بهارست و به طرف بوستان از تاب دل قدسی
برآری گر نفس، برگ گل و سوسن فرو ریزد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و اندوه شاعر میپردازد. شاعر از اشکهایش سخن میگوید که به جای آب، خون و درد را نشان میدهند. او زیبایی معشوقش را توصیف میکند و تأکید دارد که به خاطر یاد او، حالت گریه و اندوه به سراغش میآید. در این راستا، او از سرخی و گرمای عشق و حسرتی که از دوری یا غم دارد، سخن میگوید. در انتها، شاعر به زیبایی بهار و گلها اشاره میکند و نشان میدهد که عشق واقعی همچون بهار، طروات و تازگی به زندگی میبخشد.
هوش مصنوعی: هر بار که اشکی از چشمانم فرو میریزد، مانند چشمی جدید میشود و آن اشکها به حال من اضافه میشود.
هوش مصنوعی: از زیبایی چهرهات غافل نیستم و تعجبی ندارد اگر پیراهن من مثل کتان از تنم بیفتد.
هوش مصنوعی: به یاد چهرهات، چنان اشکم بر چشمانم میریزد که به جای اشک، عشق و زیبایی همچون مهر و ماه بر دامنم میافتد.
هوش مصنوعی: از زیبایی چهرهی خورشیدرویان، به جای اینکه اشک بریزم، آتش و خاکستر از دامنم میریزد.
هوش مصنوعی: بهار است و وقتی به سمت باغ بروی، اگر روحی پاک و دلنواز داشته باشی، گلها و سوسنها به دست تو خواهند ریخت.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.