گنجور

شمارهٔ ۲۳

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

شد دهان شکرگو هر زخم نخجیر ترا

صید پیکان‌خورده داند لذت تیر ترا

جز حدیث بیستون در بزم شیرین نگذرد

آفرین ای ناله فرهاد تاثیر ترا

جور کن چندان که بتوانی که روز بازخواست

بر زبان شکوه شکر آید عنان‌گیر ترا

از چه خاکی ای دل ویران که از روز ازل

هیچ‌کس از پیش خود نگرفت تعمیر ترا

بر در دیوانگی زد بر سر کوی تو دل

تا به گردن افکند زلف چو زنجیر ترا

صید دل نزدیک و تیر غمزه دائم در کمان

ای شکارانداز باعث چیست تاخیر ترا؟

گر خطایی رفت قدسی حرف نومیدی مزن

کی کریمان بر تو می‌گیرند تقصیر ترا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام