لبت به خنده شیرین چو همنفس گردد
به گرد لعل تو روحالامین مگس گردد
عجب که ره به رفیقان برم درین شب تار
مگر دلیل رهم ناله جرس گردد
ز اشتیاق گرفتاری تو، طایر قدس
ز سدره آید و گرد سر قفس گردد
کجاست وادی طور و شجر، که آتش عشق
نه شعلهایست که بر گرد خار و خس گردد
دگر ز بیاثریهای عشق، قدسی را
رسیده کار به جایی که بوالهوس گردد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیباییهای عشق و اشتیاق خود اشاره دارد. لبخند معشوق همچون نوش خاصی میباشد که بر روح و دل تأثیر میگذارد. او به شب تار اشاره میکند و میپرسد که چگونه میتواند به رفقایش برسد، مگر اینکه صدای ناله او راه را نشان دهد. همچنین از اشتیاقی سخن میگوید که حتی فرشتگان را نیز درگیر خود کرده و آنها را به گرد قفس عشق میآورد. در پایان، شاعر به نبود اثر عشق واقعی اشاره کرده و ابراز نگرانیش میکند که این بیاثر شدن عشق به نوعی به بوالهوسی منتهی میشود.
هوش مصنوعی: وقتی لبخند شیرین تو به دیگران میرسد، مانند مگسی که به گلی زیبا جذب میشود، روحی از آرامش و سرور در آنها جاری میشود.
هوش مصنوعی: عجب است که در این شب تاریک بتوانم به دوستانم برسم، مگر اینکه صدای زنگ جرس راه را برایم روشن کند.
هوش مصنوعی: به دلیل علاقه و اشتیاق به درد دل تو، پرندهای از دنیای بالا به سمت تو میآید و دور سر قفس در پرواز خواهد بود.
هوش مصنوعی: کجاست آن مکان مقدس و درختی که آتش عشق در آن به آرامی میسوزد و خاموش و بینظم نمیشود که همه جا را فرا بگیرد و بیهدف بگردد؟
هوش مصنوعی: عشق به قدری اثر نداشته که حتی شخص پاک و مقدس هم به وضعیتی رسیده که دچار حرمتشکنی و شهوترانی میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.