باده گر فردا خورم، عالم کنون پر میشود
تا شده جامم تهی، صد دل ز خون پر میشود
پیش ازان کز بیخودی بر تن درم پیراهنی
عالم از رسواییام بنگر که چون پر میشود
کی به گلچیدن چو بیدردان به گلشن میروم؟
تا مرا دامن ز اشک لالهگون پر میشود
ساغرم بر کف تهی و سر پر از سودای خام
حیرتی دارم که چون ظرف نگون پر میشود؟
چون صباح عید، رندان شیشهها پر مِی کنند
دیده ما هم ز خون بهر شگون پر میشود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ احساسات عمیق و درونی شاعر است که در بادهنوشی و پر شدن جامها به تأمل میپردازد. شاعر از حس تنهایی و شکست احساس میکند و از دنیا و رسواییاش میگوید. او به دنبال آرامش و به دست آوردن عشق و خوشبختی است، اما با اشک و درد مواجه است. در نهایت، او به زیبایی روزهای خوب و شاداب فارغ از غمها اشاره میکند. این شعر نمایانگر ناامیدی و امید در عین حال است.
هوش مصنوعی: اگر امروز باده بخورم، دنیا در حال حاضر از شادی و سرور پر میشود. وقتی جام من خالی است، صد دل غم و اندوه در من ظهور میکند.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه به دلیل دیوانگیام، بر تن لباس بپوشم، به وضعیت رسواییام نگاه کن که چگونه همه جا را پر کرده است.
هوش مصنوعی: کی میتوانم به بهشت گل بروم، وقتی که دل دردمندی دارم؟ هر بار که میروم، دامنام از اشکهای گل لاله پر میشود.
هوش مصنوعی: من لیوان خالی در دست دارم و ذهنم پر از آرزوهای نابالغ و خام است. در حالتی از گیجی و حیرت هستم که نمیدانم این ظرف که خالی است، چگونه میتواند پر شود؟
هوش مصنوعی: در روز عید، رندان به شادمانی شیشههای خود را پر از شراب میکنند. چشمان من نیز از شادی و خوبی، پر از خون میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.