کعبه عشق است کانجا هیچ محمل ره نیافت
کس به جز عاشق در آن وادی و منزل ره نیافت
آفتاب آمد که بیند عارضش بیاختیار
از هجوم غمزه، از روزن به محفل ره نیافت
زان شب تارم نداند صبح کز خون دلم
سوی روزن هرگزم خورشید از گل ره نیافت
وه چه صید لاغری قدسی، که مُردی و ز ننگ
ذوق بسملکردنت در طبع قاتل ره نیافت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار بیانگر عشق و حالاتی است که عاشق در آن قرار دارد. شاعر به کعبهای اشاره میکند که محلی برای عاشقان است و تنها آنها هستند که میتوانند به آنجا دست یابند. آفتاب به دنبال دیدن معشوقش است، اما به دلیل غمزههای او، نمیتواند به محفل نزدیک شود. شاعر از تاریکی شب و خون دل خود سخن میگوید و میگوید که هیچگاه نتوانسته به صبح روشنی دست یابد. همچنین به صید لاغری از عشق اشاره میکند که به دلیل زشتیهای اطرافش، نمیتواند از هنر عشق خود بهرهمند شود.
هوش مصنوعی: کعبه نماد عشق است و هیچکس به جز عاشقان نمیتواند وارد آن مکان و این وادی شود. در اینجا هیچکس جز عاشق نمیتواند راهی پیدا کند.
هوش مصنوعی: خورشید آمد تا زیبایی چهرهاش را ببیند، اما از شدت کینه و طعنه، نتوانست از روزنه به محفل داخل شود.
هوش مصنوعی: از آن شب تاریک کسی خبر ندارد که صبح، به خاطر خون دل من، هرگز خورشید نتوانسته به روزن برسد.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف یک شکارچی میپردازد که در جستجوی یک شکار لاغر و قدسی است. شکار او به گونهای است که در حالی که دچار مرگ شده، به خاطر ننگ و عذاب ناشی از شکار شدن، در دیوانگی و رنج به سر میبرد. این شکارچی نتوانسته است به هدف خود برسد و به موفقیت دست یابد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.