لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
قدسی مشهدی

تا به نظّاره بت، چشم برهمن بازست

به تماشای جمالت مژه من بازست

پیش مرغان گرفتار، خموشی کفرست

لب نبندم ز فغان تا ره شیون بازست

به تمنای غباری ز درت چون سایل

مردم چشم مرا، از مژه، دامن بازست

عکس رویش چو در آیینه فتد شاد شوم

کز دل آینه راهی به دل من بازست

گل مچینید که غیرت‌کش مرغ چمنم

نگشاید دل من تا در گلشن بازست

مژده آمدنت آمده و چشم مرا

عمرها شد که در خانه چو روزن بازست

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فیاض لاهیجی

تا به روی تو در غمکدة من بازست

به تماشای تو تا دیدة روزن بازست

در و دیوار چمن بر رخ من می‌خندد

من به این خوش که به رویم در گلشن بازست

بسته شد بی‌تو به حسرت همگی راه حواس

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه