گنجور

شمارهٔ ۱۰۱

 
قدسی مشهدی
قدسی مشهدی » غزلیات
 

وعده وصل ار دهد، صبر تقاضا بس است

فایده انتظار، ترک تمنا بس است

مرغ گرفتار را، حوصله باغ نیست

برگ گلی در قفس، بهر تماشا بس است

خار ره عشق را، در جگر خود شکن

کز پی مزد قدم، آبله پا بس است

یوسف اگر همره است، قافله گو امن باش

بدرقه کاروان، عشق زلیخا بس است

آمده خُم‌ها به جوش، رحم کن ای پیر دیر

جام مرا قطره‌ای، زین همه دریا بس است

یاد چمن تا به کی، شرم کن ای چشم تر

گر غرضت گریه است، دامن صحرا بس است

داغ جنون، همنشین بر سر قدسی منه

کز پی سرگرمی‌اش، آتش سودا بس است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام