گنجور

 
غبار همدانی
 

چشم اگر پوشی ز کار خویشتن

لطف ها بینی ز یار خویشتن

غربت مردم به شهر مردم است

من غریبم در دیار خویشتن

دوش در بزمی که بودی با رقیب

آزمودم اعتبار خویشتن

بار سنگین است جان در راه دوست

ما سبک کردیم بار خویشتن

بعد ازین گو دیگری با من مساز

ساختم با کردگار خویشتن

خاک گر گردی به راه او غبار

کیمیا بینی غبار خویشتن

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.