نه چنان ز عشق بیمار وز هجر مستمندم
که توان قیاس کردن که چقدر دردمندم
خردم کند ملامت که مرو بکوی خوبان
چکنم؟ نمیتوانم که جنون کشد کمندم
دگر از عمارت دل به جهان مرا چه حاصل
که به سیل اشک بنیاد وجود خویش کندم
ز فراق مهر رویت شده پیکرم هلالی
چه خوش است اگر بکوبی تو بدان سُم سمندم
منم آن شکسته پر مرغ که نیست آشیانی
به جز از شکنج دامم بجز از خم کمندم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق و جدایی میپردازد. شاعر از حالت بیمارگونهاش در عشق و بیقراری ناشی از دوری معشوق سخن میگوید و ابراز میکند که نمیتواند دردی را که دارد اندازهگیری کند. او از ملامتها و مشکلاتی که در عشق به وجود آمده، نالان است و با توجه به فراق معشوق، دلش انگیزهای برای زندگی نمییابد. همچنین به احساس تنهایی و نداشتن سرپناه اشاره میکند و بیان میکند که به دام عشق گرفتار شده است و از آن نمیتواند فرار کند.
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و جدایی به اندازهای دردمند و نیازمند هستم که نمیتوانم حتی اندازهگیری کنم چقدر رنج میکشم.
هوش مصنوعی: فکر و اندیشهام به من ملامت میکند که چرا به سراغ انسانهای نیکو نروم؟ اما نمیتوانم، زیرا عشق و دیوانگی مرا به سمت خود میکشد و به دام میاندازد.
هوش مصنوعی: دیگر برای من چه فایدهای دارد که رویای دل را در این دنیا بسازم، وقتی که با سیل اشک، بنیاد وجود خود را ویران کردهام؟
هوش مصنوعی: به خاطر جدا شدن از چهره زیبایت، بدنم مانند هلالی شده است. چه خوب خواهد بود اگر تو با سم اسب خود به من ضربهای بزنی.
هوش مصنوعی: من همان پرندهی شکستهپر هستم که هیچ آشیانی جز دامهای تنگ و نتوانسته در زندگیام ندارم، و جز از بندهایی که مرا گرفتهاند، مکانی برای داشتن یا آرامش ندارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.