گنجور

شمارهٔ ۵۰

 
غبار همدانی
غبار همدانی » غزلیات
 

برآنم که گر جامی آرم به چنگ

زنم سنگ بر شیشۀ نام و ننگ

از آنم شتاب است در دور جام

که دوران عمرم ندارد درنگ

نیندیشم از سختی راه دور

نباشد گرم توسن بخت لنگ

گر افتد بدستم گریبان مرگ

در آغوش جان گیرمش تنگ تنگ

اگر غرق دریای اشکم چه باک

نترسد ز طغیان دریا نهنگ

نرنجم که جانانه ام دست بست

اگرچه به دشمن دهد پالهنگ

بده ساقی آن آب یاقوت فام

ببین برزخم اشک بیجاده رنگ

چه تدبیر کرد آن خردمند مرد

که پای طرب بست بر پای چنگ

مزن دم ز ناگفتنی کز کمان

چو بگذشت واپس نیاید خدنگ



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ساغر